سرویس: ویژهکد خبر: 82175|08:40 - 1393/11/21
نسخه چاپی

مبارزات انقلابی که منتج به طلوع نورانیت انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام طاغوتی شد حاوی خاطرات تلخ و شیرین است

مبارزات انقلابی که منتج به طلوع نورانیت انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام طاغوتی شد حاوی خاطرات تلخ و شیرین است

snapshot20150212080922فرامرز اکبری در گفتگو با خبرنگار مطلع الفجر و در پاسخ به این سوال که شما در سال 57 و در ابتدای انقلاب کجا بودید و چه خاطره ای از ان دوران عزتمند دارید اظهار داشت :بنده در سال 57 در مقطع دوم راهنمایی در اسلام اباد مشغول تحصیل بودم و با سن و سال اندک بر حسب علاقه و ارادتم به امام بزرگوار و انقلاب اسلامی   و بر حسب تنفر از نظام ظلم و ستم ستم شاهی در بیشتر راهپیمایی های شهر اسلام اباد شرکت نمودم

وی یاد اور شد : پایگاه عمده سازماندهی تظاهرات و راهپییمایی های ضد شاهنشاهی ،مسجد حضرت قمر بنی هاشم .ع. و مسجد امیر المومنین اسلام اباد غرب بود ، در ایام دهه محرم هر شب مسجد امیر المومنین جمع می شدیم و ضمن عزاداری بر علیه نظام ستم شاهی شعار می دادیم و و اوج انزجار ونارضایتی خود را فریاد میزدیم

این مسئول ادامه داد : شب تاسوعا57مسجد مملو از مردمی که عزادار سید الشهدا .ع. و از یزیدیان زمان نیز به شدت نفرت داشتند بود و انها در ان شب با شعاری تند و تیز که بیشتر شخص شاه را خطاب قرار میدادند   فریاد میدادند "شاه جلاد ما تازه مسلمان شده – اب غسل و وضویش خون جوانان ما شده

وی ابراز داشت :مردم با حرارت این شعار را تکرار می کردند وبر سر و سینه می زدند در همین حال بود که عده ای از افسران شهربانی رژیم و مستقر در اسلام اباد به مسجد هجوم اوردند

اکبری ادامه داد :مردم که در اوج شور و احساس معنوی و حسنی خود بودند و سینه هایشان مملو   و مالامال از کینه رژیم ستم شاهی بود هیچ کسی در ان فضای حاکم حتی ما ها که در ان زمان سن و سال کمی داشتیم از پاسبانها نمی ترسیدیم ، بزرگترها هرکس هرچیزی که دم دستش بود به بهادنه بیزاری و تنفر از رژیم شاه ظالم و فاسد به سمت پاسبانها پرت میکرد

وی گفت :عده ای با چوب ، عده ای با کفش و هرکس هرچیزی که به دستش می رسید به عنوان یک سلاح و وسیله دفاعی از ان استفاده میکرد ،یادم هست یکی از انقلابیون شهر که از شجاعت خاصی برخوردار بود و هیکل تنومندی نیز داشت یکی از لامپ های مهتابی را از روی دیوار مسجد از ریشه کند و با ان به سوی رئیس وقت شهربانی حمله ور شد که در این حین رئیس شهربانی که یک اسلحه یوزی در دست داشت از ترس  پا به فرار گذاشت

snapshot20150211180916

فرماندار گیلانغرب یاد اور شد : در این لحظه بود که این فکر به ذهنم خطور کرد که این دست خداست که ترس را بر ایادی حکومت چیره می کند وگرنه چرا باید رئیس شهربانی که یک قبضه سلاح مرگبار هم در دست اوست  در مقابل فردی که تنها اسلحه او یک قاب لامپ مهتابی است نمیتوانست مقاومت کند و پا به فرار گذاشت

این مسئول یاد اور شد : اری این همان امداد خداوندی است که به کرات مشابه انرا در صحنه های مختلف انقلاب شاهد بوده ایم و این موضوع برای من به عنوان یک خاطره جالب از ان دوران مبارزه در باور وخاطرم ماندگار شده است

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد