به گزارش مطلع الفجر ، شهرستانی مرزی در غرب کرمانشاه که بنا بر آمارهای رسمی، حدود ۷۰ درصد ذخایر و ظرفیت قیر طبیعی کشور را در خود جای داده و از این منظر جایگاهی راهبردی در اقتصاد معدنی ایران دارد.
اما پرسش اساسی اینجاست؛ چگونه منطقهای که چنین مزیت کمنظیری در اختیار دارد، هنوز نتوانسته سهم واقعی خود را از این ثروت عظیم دریافت کند؟
چرا با وجود دهها معدن فعال و ظرفیت برداشت سالانه دهها هزار تن قیر طبیعی، گیلانغرب همچنان با چالشهای اشتغال، مهاجرت نیروی کار و کمبود سرمایهگذاری صنعتی روبهرو است؟
پاسخ بسیاری از کارشناسان اقتصادی و حقوقی به یک واژه ختم میشود: خامفروشی.

*زنجیرهای که در نخستین حلقه متوقف شده است
اقتصاد امروز جهان بر پایه خلق ارزش افزوده شکل گرفته است. کشورها و مناطق توسعهیافته دیگر صرفاً از استخراج منابع خام درآمدزایی نمیکنند، بلکه با فرآوری، تبدیل و تولید محصولات نهایی، چندین برابر ارزش اقتصادی ایجاد میکنند.
در گیلانغرب اما بخش عمده قیر طبیعی همچنان بدون فرآوری و ایجاد ارزش افزوده قابل توجه از منطقه خارج میشود؛ وضعیتی که موجب شده منافع اصلی این ثروت معدنی نصیب واسطهها، خریداران و صنایع خارج از شهرستان شود و سهم مردم منطقه تنها به اشتغال محدود در بخش استخراج خلاصه گردد.
این در حالی است که قیر طبیعی از جمله مواد معدنی استراتژیکی است که قابلیت تبدیل به طیف گستردهای از محصولات صنعتی، شیمیایی و صادراتی را دارد؛ محصولاتی که ارزش اقتصادی آنها در برخی موارد چندین برابر ماده خام اولیه است.

*هشدار فرماندار؛ سود خامفروشی در برابر توسعه شهرستان
حشمت رضایی، فرماندار گیلانغرب، در گفتوگو با خبرنگار دیار کلهر ضمن تأکید بر جایگاه ویژه این شهرستان در تولید قیر طبیعی کشور، از وجود موانعی سخن میگوید که سالها روند توسعه این صنعت را متوقف کردهاند.
به گفته وی، گیلانغرب با در اختیار داشتن حدود ۷۰ درصد ذخایر قیر طبیعی کشور، یکی از مهمترین قطبهای معدنی ایران محسوب میشود و این حوزه تاکنون برای حدود ۵۸۰ نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم اشتغال ایجاد کرده است.

با این حال آنچه در سخنان فرماندار بیش از هر نکتهای جلب توجه میکند، انتقاد آشکار از جریانهایی است که تمایلی به خروج این محصول از چرخه خامفروشی ندارند.
رضایی معتقد است برخی نگاههای سوداگرانه و انحصارطلبانه موجب شدهاند مسیر سرمایهگذاری، ایجاد صنایع فرآوری و توسعه زنجیره ارزش در این بخش با کندی مواجه شود؛ موضوعی که از منظر حقوق اقتصادی میتواند یکی از موانع تحقق رقابت سالم، توسعه متوازن منطقهای و بهرهبرداری بهینه از منابع عمومی تلقی شود.
خامفروشی؛ خسارتی پنهان برای اقتصاد محلی
کارشناسان توسعه اقتصادی بر این باورند که خسارت خامفروشی تنها به از دست رفتن درآمد محدود نمیشود.
زمانی که ماده معدنی بدون فرآوری از منطقه خارج میشود، فرصت ایجاد کارخانهها، واحدهای صنعتی، شرکتهای دانشبنیان، اشتغال تخصصی، آموزش نیروی انسانی و حتی درآمدهای مالیاتی پایدار نیز از بین میرود.
به بیان سادهتر، هر کامیون قیر طبیعی که بدون فرآوری از گیلانغرب خارج میشود، بخشی از فرصت اشتغال جوانان و سرمایهگذاری صنعتی شهرستان را نیز با خود میبرد.
از منظر حقوق عمومی نیز منابع معدنی جزو ثروتهای ملی محسوب میشوند و بهرهبرداری از آنها باید در راستای تأمین منافع عمومی و توسعه مناطق میزبان صورت گیرد. از همین رو بسیاری از صاحبنظران معتقدند سیاستگذاری در حوزه معادن نباید صرفاً بر استخراج متمرکز باشد، بلکه تکمیل زنجیره ارزش باید به یک الزام راهبردی تبدیل شود.

*شهرک تخصصی قیر طبیعی؛ پروژهای که روی کاغذ ماند
یکی از مهمترین طرحهایی که میتوانست نقطه عطفی در توسعه صنعتی گیلانغرب باشد، ایجاد شهرک تخصصی قیر طبیعی بود.
بر اساس اظهارات فرماندار، این طرح از سال ۱۴۰۰ در دستور کار کارگروه رفع موانع تولید قرار گرفت و حتی مجوزهای اولیه آن نیز صادر شد. زمینی در محدوده معادن برای استقرار واحدهای صنعتی و جذب سرمایهگذاران پیشبینی شد و مقدمات قانونی آن نیز طی گردید.
اما با وجود این اقدامات، پروژه به مرحله اجرا نرسید و در ادامه ایده فاز دوم شهرک صنعتی جایگزین آن شد؛ تصمیمی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان نه تنها پاسخگوی نیازهای تخصصی صنعت قیر طبیعی نیست، بلکه ممکن است پیامدهای زیستمحیطی و مدیریتی خاص خود را نیز به همراه داشته باشد.
امروز پرسش افکار عمومی این است که چه عواملی باعث توقف اجرای طرحی شده که میتوانست صدها فرصت شغلی جدید ایجاد کرده و گیلانغرب را به مرکز فرآوری قیر طبیعی کشور تبدیل کند؟

۲۴ معدن فعال؛ اما سهم ناچیز از ارزش افزوده
آمارهای اداره صنعت، معدن و تجارت گیلانغرب نشان میدهد این شهرستان دارای ۲۴ معدن قیر طبیعی است که از این تعداد، ۲۱ معدن فعال، یک معدن نیمهفعال و دو معدن غیرفعال هستند.
ظرفیت اسمی برداشت سالانه این معادن بیش از ۶۸ هزار و ۵۰۰ تن اعلام شده است؛ رقمی که بهخوبی نشاندهنده ظرفیت اقتصادی قابل توجه این بخش است.

علی نورایی، رئیس اداره صمت شهرستان، تأکید میکند مطالعات متعددی برای توسعه صنایع فرآوری با همکاری دانشگاه رازی، جهاد دانشگاهی و ایمیدرو انجام شده و دستگاههای مسئول از اصل ایجاد واحدهای فرآوری حمایت میکنند.
با این حال وی دستیابی به این هدف را نیازمند اطمینان از ذخایر پایدار، دسترسی به دانش فنی روز و رفع برخی محدودیتهای فناورانه ناشی از تحریمها میداند.
*ضرورت ورود سرمایهگذاران و پایان انحصار
اقتصاددانان معتقدند آینده قیر طبیعی گیلانغرب در گرو عبور از اقتصاد استخراجمحور و حرکت به سمت اقتصاد ارزشآفرین است.
ایجاد شهرک تخصصی قیر طبیعی، حمایت از سرمایهگذاران، تسهیل صدور مجوزها، جذب فناوریهای نوین، توسعه صنایع پاییندستی و ایجاد مشوقهای قانونی میتواند مسیر تحول این صنعت را هموار کند.
از سوی دیگر، نهادهای نظارتی و دستگاههای مسئول نیز باید نسبت به هرگونه انحصار، رانت یا مانعتراشی در مسیر سرمایهگذاری حساس باشند؛ چرا که توسعه پایدار زمانی محقق میشود که فرصتهای اقتصادی در اختیار عموم سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی قرار گیرد، نه حلقههای محدود و ذینفع.
.jpg)
*گیلانغرب بر سر یک دوراهی تاریخی
به گزارش مطلع الفجر،امروز گیلانغرب بیش از هر زمان دیگری بر سر یک انتخاب سرنوشتساز قرار گرفته است؛ ادامه مسیر خامفروشی یا حرکت به سمت صنعتی شدن.
اگر زنجیره ارزش قیر طبیعی تکمیل شود، این شهرستان میتواند به یکی از قطبهای بزرگ صنایع معدنی کشور تبدیل شده و هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند.
اما اگر روند فعلی ادامه یابد، بخش عمده ثروتی که از دل معادن این منطقه استخراج میشود، همچنان در خارج از شهرستان به ارزش افزوده تبدیل خواهد شد و مردم گیلانغرب سهمی کمتر از ظرفیت واقعی خود از این گنج خدادادی خواهند داشت.
طلای سیاه گیلانغرب هنوز میتواند موتور محرک توسعه غرب کرمانشاه باشد؛ مشروط بر آنکه سیاستگذاران، سرمایهگذاران و مدیران اجرایی اجازه دهند این ثروت ملی از بند خامفروشی و انحصار رها شده و به اشتغال، رفاه و رونق اقتصادی پایدار تبدیل شود.
