مطلع الفجر09:59 - 1394/03/23
بمناسبت سالروز شورای عالی انقلاب فرهنگی؛

ضرورت شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه اصلی مهندسی فرهنگی کشور چیست؟

مطلع الفجر:شورای عالی انقلاب فرهنگی تنها نهادی است كه رهبر معظم انقلاب آن را قرارگاه اصلی مهندسی فرهنگی و اتاق فرمان فرهنگی كشور دانستند، بنابراین ضروری است كه این شورا با درك صحیحی از كارهای فرهنگی این انتظار را برآورده كند.

مطلع الفجر/ در بررسی سیر تاریخی تشكیل شورای عالی انقلاب فرهنگی ضروری است كه بدانیم ستاد انقلاب فرهنگی در سال 1359 با فرمان حضرت امام خمینی (ره) شکل گرفت و پس از دوبار ترمیم توسط ایشان در سال 1363، عنوان شورای عالی انقلاب فرهنگی یافت.

 

این شورا از ابتدا طبق فرمان حضرت امام خمینی «ره» و بنا به ضرورت، به حوزه تعلیم و تربیت پرداخته و تمامی هم خود را بر محورهای تربیت استاد، گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‏ها، گزینش دانشجو، اسلامی کردن جو دانشگاه ها، تغییر برنامه‏ های آموزشی دانشگاه ها بر اساس فرهنگ اسلامی و رسیدگی به دبیرستان ها و دیگر مراکز آموزشی، متمرکز كرد.

هر چند که شورای عالی انقلاب فرهنگی از سال 64 «شورای فرهنگ عمومی» را به عنوان متولی امور مهمی همچون بسط فرهنگ اسلامی و مقابله با مظاهر منحط فرهنگ های بیگانه، تدوین طرح هایی برای هماهنگی کوشش های فرهنگی و هنری و تبلیغی و معرفی فرهنگ اسلامی در سطح جهانی تشکیل داده است؛ اما توجه بیشتر شورای عالی انقلاب فرهنگی به مباحث حوزه تعلیم و تربیت به گونه ای بوده است که این تصور شکل گرفته است که گویا این شورا فرهنگ را معادل آموزش یا تعلیم و تربیت گرفته است.

 

شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ اتاق فرمان فرهنگی كشور

حال که چند سال پیاپی است مقام معظم رهبری شورای عالی انقلاب فرهنگی را قرارگاه اصلی مهندسی فرهنگی کشور و اتاق فرمان فرهنگی کشور دانسته و پیگیر تحول در تمامی عرصه های فرهنگی هستند، ضروری است شورا با تغییر رویکرد و محور و با درک صحیح از کار فرهنگی و کار قرارگاهی این انتظار را برآورده سازد.

 

ضرورت های شکل گیری شورای عالی انقلاب فرهنگی

پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در بهمن ماه سال 1357 و ایجاد نظام جمهوری اسلامی تحول بنیادین در تمامی عرصه ها را الزامی ساخت؛ چرا که بدون تحول و یا به عبارت کامل تر، انقلاب در تمامی بنیادها و ساختارهای نظام طاغوت و استقرار و استمرار نظام جمهوری اسلامی رویایی بیش نمی توانست باشد.

از جمله اساسی ترین عرصه ها در این ارتباط مقوله «فرهنگ» است؛ چرا که با آن جایگاه ویژه و پایگاه ممتازی که فرهنگ در عرصه هر اجتماع داشته و به واقع هویت آن اجتماع و وجه ممیزه نظام ها از یکدیگر می باشد، تصور تغییر در نظام بدون تغییر در فرهنگ حاکم بر آن، تصوری غیر منطقی خواهد بود.