به گزارش مطلع الفجر ،*روزگاری نه چندان دور، سراب گیلانغرب چونان ایینهای یکدست و زلال، چهره ی اسمان را در دل خود مهمان میکرد. هر بهار، پرندگان مهاجر گرداگردش حلقه میزدند و حیوانات دشت، از طراوتش سیراب میشدند. اما امسال، اما امروز، دیگر ان ایینه، صافیِ دیروز را ندارد.
هر سال، نیزارها چونان غده هایی سرطانی، گام به گام پیش میتازند و ابِ زلال را در محاصره میگیرند. میانه ی این دریاچه، دیگر زلال نیست؛ لجنزاری ست که بوی گنداب، جای بوی طراوت را گرفته. امروز، نزدیک به نیمی از این سراب ، به نیزار و لجنزار بدل شده است.
اگر امروز، همانند سالهای گذشته، دست روی دست بگذاریم و غفلت را سرلوحه ی کارمان کنیم، سالهایی نه چندان دور، دیگر چیزی از این اکوسیستم زنده باقی نخواهد ماند. پرندگان، کوچ میکنند و دیگر بازنمیگردند که برای ما مهم نیست. حیوانات، این زیستگاه جانشان را از دست میدهند که باز هم برای ما مهم نیست و در سلسله این روند مردم گیلانغرب، با تشنگیِ مکرر روزانه در تابستان و ابِ بی کیفیت دستوپنجه نرم خواهند کرد انوقت دیگر مهم خواهد بود! روزگاری که تشنگی ، امان ما را ببرد و کلیه ها بخاطر کیفیت بد اب سنگ ساز شود ان وقت دیگر مسولان و فرزندانِ مسولان جزیی از این اتفاق خواهند بودهمه چیز جدی خواهد شد جدی که دیگر اسیب خود را وارد کرد است .ا
ای مسئولانِ این شهر و استان،
این فریاد، نه از سرِ مبالغه، که از عمقِ دلهره است. این غدههای سرطانیِ نیزار و لجن زار، درمان نشوند، سراب را خواهند بلعید. لایروبی را به صورتِ علمی و تخصصی انجام دهید ، احیا کنید، به فکرِ ایندهی این اکوسیستم باشید. هنوز فرصت هست، هنوز میتوان زخم را التیام بخشید، پیش از انکه سراب، به نامی در تاریخِ تلخِ کم ابیِ این سرزمین تبدیل شود چاره ای بیاندیشید .
نگذارید زلالی سراب فقط در خاطره ها باقی بماند...
✔️به قلم کامیار کلهر

