به گزارش مطلع الفجر ،در میانه فشارهای بیرونی و تشدید تهدیدهای چندلایه علیه کشورها، آن جمله راهبردی رهبر شهید انقلاب مبنی بر «تکیه بر توان داخلی»، امروز بیش از هر زمان دیگری معنای واقعی اقتصاد مقاومتی را بهعنوان یک راهبرد نجاتبخش آشکار میسازد؛ راهبردی که فراتر از یک سیاست مقطعی، به یک منطق بقا تبدیل شده است.
در واقع تاریخ، نه در صفحات کتابها بلکه در میدانهای تقابل ارادهها نوشته میشود؛ جایی که ملتها یا بر ظرفیتهای درونی خود تکیه میکنند یا در گرداب وابستگی و آسیبپذیری گرفتار میشوند؛ همین نقطه است که اندیشههای راهبردی رهبر شهید انقلاب، امروز نه صرفاً یک توصیه، بلکه بهعنوان یک «پیشبینی ژئوپلیتیک» قابل تحلیل است.
اقتصاد مقاومتی در سالهای نخست طرح آن، برای برخی تنها یک شعار تلقی میشد، اما تحولات اخیر و فشارهای فزاینده از سوی جبهه آمریکایی–صهیونیستی، از تحریمهای گسترده تا تهدیدهای محاصره و جنگ ترکیبی، نشان داده است که آنچه زمانی انتخاب تلقی میشد، امروز به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است.
در تحلیل دقیقتر، جنگ امروز دیگر صرفاً ماهیت نظامی ندارد، بلکه در قالب جنگ زنجیرههای تأمین، گلوگاههای اقتصادی، شبکههای مالی و حتی ادراک عمومی تعریف میشود؛ در چنین شرایطی، کشوری که وابستگی ساختاری به بیرون داشته باشد، عملاً در موقعیت آسیبپذیری دائمی قرار میگیرد.
رهبر شهید انقلاب، اقتصاد مقاومتی را نه بهعنوان یک واکنش کوتاهمدت، بلکه در قالب یک چارچوب تمدنی و آیندهمحور مطرح کردند؛ چارچوبی که بر تولید داخلی، دانشبنیانسازی، مردمیسازی اقتصاد و کاهش وابستگی استوار است و هدف آن بازتعریف مفهوم قدرت ملی در عصر جدید بوده است.
اکنون که بحثهایی پیرامون ابزارهایی مانند محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی مطرح میشود، این پرسش جدیتر از گذشته قابل طرح است که آیا این سناریوها پیشتر در منظومه فکری این دکترین پیشبینی نشده بود و آیا اقتصاد مقاومتی پاسخی پیشدستانه به همین تهدیدها نیست؟
البته مسئله صرفاً در صحت این نگاه خلاصه نمیشود، بلکه در شکاف میان «درک» و «اجرا» نهفته است؛ شکافی که اگر کاهش مییافت، امروز بخش قابل توجهی از تهدیدهای خارجی، بیشتر کارکرد روانی داشتند تا عملیاتی.
اقتصاد مقاومتی نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه یک الزام ژئوپلیتیک در جهان امروز است؛ جهانی که در آن ابزارهای فشار اقتصادی، به اندازه ابزارهای نظامی اثرگذارند و تنها کشورهایی امکان بقا و پیشرفت پایدار دارند که بر توان داخلی خود اتکا کنند.
از این منظر، تقلیل این مفهوم به سیاستهای شعاری، خطایی راهبردی محسوب میشود؛ چراکه اقتصاد مقاومتی یک نظام فکری است که باید در تمامی سطوح سیاستگذاری، تولید، مدیریت و حتی سبک زندگی نهادینه شود.
در شرایط کنونی که تهدیدهای ترکیبی و فشارهای منطقهای شدت گرفته است، بازگشت به این راهبرد نه بازگشت به گذشته، بلکه حرکت بهسوی آیندهای امنتر و باثباتتر است؛ آیندهای که در آن استقلال اقتصادی، یک واقعیت عملی و نه صرفاً یک آرمان باشد.
در نهایت، اقتصاد مقاومتی در جبهه تقابلهای امروز، بهعنوان یک اهرم بازدارنده و دندانشکن در برابر فشارهای دشمن عمل میکند و تاریخ بار دیگر نشان خواهد داد که ملتهای پایدار، آنهایی هستند که هشدارها را بهموقع جدی میگیرند و بر توان خویش تکیه میکنند.
نویسنده: مجتبی جنگلینیا؛ فعال رسانهای
