مطلع الفجر – مریم عمادی/ انقلاب اسلامی ایران که در سال۱۳۵۷ در کشور ایران رخ داد مانند همه انقلابهای بزرگ جهان نمی توانست به مرزهای داخلی کشور محدود باشد و شعار صدور انقلاب و گسترش آن در سراسر دنیا از سوی رهبری انقلاب، امام خمینی مطرح شد.
 
 
 
 
 
صدور انقلاب یکی از اهداف نظم جمهوری اسلامی در سطح سیاست خارجی می باشد. انقلاب اسلامی به عنوان نقطه عطفی در اسلام گرایی سیاسی الهام بخش بسیاری از جریانات اسلام گرایی سیاسی بعد از خود در سطح جهانی به خصوص منطقه خاورمیانه محسوب می شود. حال سوال اینجاست که بین صدور انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری اسلامی که در منطقه خاورمیانه به
ویژه در تونس، مصر و لیبی در جریان است چه ارتباطی وجود دارد؟ برخی از نویسندگان غربی بر این اعتقاد هستند که هیچ ارتباطی بین این دو پدیده وجود ندارد و انقلاب های اخیر در کشورهای مذکور بیشتر در قالب موج دموکراسی خواهی قرار دارد و به معنای پیروزی اندیشه های لیبرال بر اندیشه های اقتدار گرایانه است. برخی دیگر نیز برعکس، انقلاب های اخیر خاورمیانه را به طور کامل متاثر از امواج انقلاب اسلامی ایران می دانند. نویسندگان بر این اعتقادند که صدور انقلاب اسلامی بر موج جدید بیداری اسلامی تاثیرگذار بوده است، البته این تاثیر گذاری به صورت غیر مستقیم بوده است. یکی از راههای بررسی تاثیر گذاری انقلاب اسلامی ایران و جنبش اخیر بیداری اسلامی بررسی شباهت های این دو می باشد. این قضیه می تواند دالی بر تاثیرگذاری غیرمستقیم مورد نظر نویسندگان باشد. مراجعه به حافظه تاریخی در سیر انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که تمامی خصوصیات و مولفه های یاد شده برای انقلاب های عربی و گاهی شعارها، گستردگی حضور مردم ، عدالت خواهی، ظلم ستیزی، مبارزه با دیکتاتوری، استکبارستیزی، اسلام خواهی و حتی برخی رخدادها و مواضع حاکمان دیکتاتور در قبال مطالبت مردم با رویدادهای انقلاب اسلامی مانند رفتار شاه مخلوع در ایران مطابقت کامل دارد. کشورهای منطقه شاهد تغییرات بنیادینی هستند که دور نمایه آن با انقلاب اسلامی شباهت های بسیاری دارد: ۱- قیام علیه استبداد داخلی و خارجی: چند سال اخیر در کشورهای عربی همچون نهضت اسلامی مردم ایران در سال۱۳۵۷، از یک سو هم قیام علیه استبداد و خودکامگی در این کشورها بوده و هم خیزش علیه وابستگی حاکمان آنها به قدرتهای خارجی. ۲- وحدت گرایی: مردمی بودن انقلاب ها و عدم وابستگی به دیگر کشورها که معمولا در انقلاب های اروپایی، اعراب و حتی آفریقایی دیده می شود از دیگر شباهت های قیام های مردمی به شمار می رود که در سالهای قبل از انقلاب اسلامی نیز دیده می شد. اقشار مختلف جامعه از جمله کارگر، دانشجو، بازاری و روحانیون در کنار هم قرار داشتند وعلیه ظلم قیام کرده بودند. انقلاب اسلامی با ایجاد دارالتقریب فرق اسلامی، برپایی روز قدس، صدور فتوای امام خمینی بر ضد سلمان رشدی و برگزاری هفته وحدت و.. در جهت اتحاد مسلمانان گام برداشته است. ۳- مسالمت جویی: نفی خشونت هم در انقلاب اسلامی و هم در انقلاب های اخیر خاورمیانه کاملا مشهود است؛ یکی از ویژگی های مهم این انقلاب ها الگوی مبارزه مدنی، مردمی و مسالمت جویانه بود. غیر از لیبی در مورد تونس و مصر تحولات با آرامش و با کمترین خونریزی انجام شد. ۴- یکی از نقاط مشترک میان انقلاب اسلامی در ایران و خیزش های مردمی در کشورهای عربی را می توان بازیابی هویت فراموش شده و یا به عبارتی دیگر بازگشت به خویشتن خویش در این کشورها دانست. تردیدی نیست بخش فراموش شده هویت فرهنگی در این کشورها به ویژه در عرصه سیاسی نه ناسیونالیسم و اندیشه های ملی گرایانه و نه مدرنیته و اندیشه های غرب گرایانه؛ بلکه ارزشها و فرهنگ اسلامی بوده است؛ چون الگوهای سکولار و مدرن غربی قبلا در این کشورها تجربه شده است و مردم از آن سرخورده هستند، اکنون مردم در این کشورها خواستار اجرای یک مدل و الگوی بومی و اصیل هستند. ملت های عرب از تجربه های غیر اسلامی سرخورده و مایوس هستند و درصدد بازیابی هویت و  ارزشهای اسلامی هستند. ۵- شعارهای مردم انقلابی عرب حاکی از پایبندی آنها به عقاید و ارزشهای اسلامی است؛ لذا مظاهر اسلام گرایی در این قیام ها کاملا مشهود است؛ شعار الله اکبر و برپایی نماز جماعت و جمعه توسط معترضان نمونه هایی از این شعاعر است. اوج تجمع ها در این کشورها بعد از نماز جمعه شکل می گیرد و نمازهای صدها هزار نفری به سمبل ثابت این اعتراض ها تبدیل شده است که کسی نمی تواند آن را انکار کند. ۶- اسلام خواهی: نتایج انتخابات اخیر در برخی از کشورها از قبیل تونس و مصر که بیانگر پیروزی قاطع احزاب اسلامی بود، نشان دهنده محبوبیت بالای حرکتهای اسلامی در این کشورها است. هرچند نظم برآمده از این انقلاب ها قاعدا تشکیل حکومت اسلامی مثل مدل ایران نخواهد بود؛ اما قوانین اساسی جدید این کشورها یا برگرفته از شریعت اسلامی خواهد بود و یا به هر حال باید شریعت اسلامی را رعایت کند. انتظار تشکیل حکومت اسلامی بر اساس مدل ایران شیعی هم با توجه به تفاوت بافت تاریخی، اجتماعی و  فرهنگی این کشورها سنی مذهب با ایران معقول نیست، مهم محتوای کلی این انقلاب هاست که قاعدتا اسلامی خواهد بود؛ اما در جزئیات هر کدام مدل و الگوی بومی خاص خود را ایجاد خواهند کرد. ما جنبش های اخیر را به این دلیل بیداری اسلامی می نامیم که اسلام شکل دهنده به زبان  و هویت جنبش ها و نیروهای اسلامی کنشگران اصلی این جنبش ها هستند. ۷- مقابله با صهیونیسم و رژیم اسرائیل را نیز می توان از دیگر نکات مشترک در این قیام های منطقه ای با انقلاب اسلامی ایران بر شمرد؛ زیرا در تمامی این جنبش ها به آتش کشیدن پرچم اسرائیل تکرار شده و حتی انقلابیون با حمله به سفارت این رژیم همانند حرکت دانشجویان در ابتدای انقلاب اسلامی، مراکز جاسوسی اسرائیل در کشورهایشان را به تصرف در می آوردند و پس از پایین کشیدن پرچم اسرائیل بر فراز این ساختمانها پرچم فلسطین را نصب می کنند. معترضین در این کشورها همگی قطع روابط با رژیم غاصب صهیونیستی را خواستار هستند زیرا تمامی حکام دیکتاتور به طور واضح و علنی با رژیم اسرائیل روابط آزاد اقتصادی، نظامی و سیاسی داشته و به نوعی بر ای ادامه حیات خود به این رژیم وابسته هستند. انقلاب اسلامی و جنبش های اسلامی دارای دشمن مشترک اند . این دشمن مشترک که آمریکا و اسرائیل نام دارند، کیان اسلام را تهدید می کنند. باید توجه داشت که صدور انقلاب اسلامی از طرق مختلف از جمله حمایت از نهضت های آزادی بخش، تبلیغات، الگو سازی و غیره بر جریان های بیداری اسلامی پس از خود به ویژه موج اخیر بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه به ویژه تونس و مصر تاثیر گذارده است. البته این تاثیر به نظر برخی یک نوع تاثیر غیر مستقیم می باشد. شباهتهای  بین انقلاب اسلامی و انقلاب های اخیر گویای این قضیه است. از آنجا که انقلاب اسلامی تنها انقلابی است که بر پایه ارزشها و اصول فکری اسلامی شکل گرفته و به پیروزی رسیده و جمهوری اسلامی بر همین اساس تاسیس گردیده است، طبیعتا بیشترین سرمایه گذاری و برنامه ریزی در جهان اسلام باید روی بخش فرهنگی صورت گیرد. مسائلی که باید مورد توجه مسئولان فرهنگی قرار گیرد. عبارتند از الف) تلاش در جهت وحدت اسلام و همگرایی مسلمانان و جلوگیری از تفرقه و تشدید اختلاف. ب) افزایش آگاهی در جوامع اسلامی از طریق رسانه ها، تداوم مقاومت و ایستادگی در مقابل قدرتهای سلطه گر غرب به ویژه آمریکا. ارتباط و تعامل هرچه بیشتر میان رهبران اسلامی و علمای مذاهب مختلف بلاد اسلامی همچنین توسعه خانه های فرهنگ ایران، حوزه های علمیه برای طلاب خارجی در داخل و خارج، سازماندهی جوانان مسلمان، ایجاد تشکل های غیر دولتی میان نخبگان جهان اسلام می تواند در این زمینه موثر باشد