مطلع الفجر08:00 - 1393/10/23

دیپلماسی عمومی؛ ابزار قدرت در سیاست خارجی ایران

ایرانمطلع الفجر/ در دیپلماسی عمومی، تلاش عمده سیاستگذاران، ارتباط با مخاطب عام و نخبگان برای جهت دهی به افکار عمومی است. در این رابطه قدرت نرم، منبع دیپلماسی عمومی تلقی می شود

قدرت نرم، منبع دیپلماسی عمومی استبا گسترش دیپلماسی عمومی، قدرت نرم یک کشور می تواند بهبود یافته و تقویت شود. در واقع شرایط جدید جهانی موجب شده تا کشورها در رقابتی درگیر شوند که لازمه آن نه تنها داشتن قدرت نرم و نمادهایی از قدرت سخت گذشته است؛ بلکه داشتن مشروعیت در میان افکار عمومی جهانی و ترغیب دیگران در جهت هدف مورد نظر نیز اهمیت یافته است. از این رو کشورهای گوناگون بسته به توان خود تلاش دارند تا علاوه برقدرت نظامی و اقتصادی، از ظرفیتهای قدرت نرم و دیپلماسی عمومی نیز برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره ببرند. ایران با توجه به پیشینه تمدنی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی خود از منابع قدرت نرم مناسبی در مقایسه با بسیاری از کشورها برخوردار است که درصورت توجه و برنامه ریزی برای هدفمند کردن و بهره برداری از منابع بالقوه می تواند یکی از کشورهای موفق در کاربرد دیپلماسی عمومی در منطقه و جهان باشد. به طور کلی می توان منابع قدرت نرم ایران را در چهار بخش مورد بررسی قرار داد: ۱- تمدن و فرهنگ: در مولفه تمدن ایرانی، عموما تاکید بر فرهنگ و تمدن ایرانی است. از آنجا که ایران یکی از کشورهای دارای تمدن چند هزار ساله است، از پشتوانه مناسب هویتی نیز برخودار است. در بعد داخلی گرچه ایران دارای اقوام و زیر مجموعه های متفاوتی است ولی هویت مشترک فرهنگی، زبانی و تمدنی موجب اتحاد در این کشور شده است. در بعد خارجی مسلما تقویت عناصر تمدن ایرانی همچون اسطوره ها، آیین های کهن، زبان و فرهنگ به ویژه در مناطقی که در حوزه تمدنی ایران قرار دارند می تواند موجب همبستگی بیشتر میان مردمان این مناطق شود. از جمله مهم ترین آیین های ایرانی که برای برنامه ریزی در جهت تقویت وجهه ایرانی و قدرت نرم ایران در جهان مناسب است، نوروز است. نوروز مهم ترین جشن ملی ایرانیان و برخی کشورهایی است که ریشه مشترک فرهنگی با ایران دارند. علاوه بر نوروز ایران دارای آداب سنن، هنر و دیگر ویژگی های ملی می باشد که می توان با تقویت و هدایت آنها، وجهه ملی و فرهنگی ایران را تقویت کرد. از طرف دیگر ایرانیان به لحاظ پیشیبنه تاریخی دارای موفقیت مهمی در عرصه  تاثیر گذاری فرهنگی و به دنبال آن سیاسی بوده اند. ایرانیان به جای واگرایی و دفع عناصر فرهنگی کارآمد و کارساز اقوام دیگر، همواره در صدد جذب و ذوب آن در فرهنگ خود بوده اند. حتی در دوره هایی که ایرانیان به دلایل سیاسی از اقوام دیگر شکست خورده اند به علت غنای عناصر فرهنگی و عقلانیت حاکم بر رفتار، توانسته اند از نظر فرهنگی در اقوام مهاجر تاثیر بگذارند و آنان را به فرهنگ خویش جذب کنند. برای نمونه می توان به تاثیر گذاری اقوام مغول در دوران حمله به ایران اشاره نمود. نگاهی به تمدن و فرهنگ ایرانی نشان می دهد که ایرانیان همواره رویکردی جهان گرایانه داشته اند. یکی از امپراتوریهای بزرگ جهان در این سرزمین حاکم بوده و ادیان جهانی نیز درآن تولد یافته و رشد کرداند. از جمله دین زرتشت که دینی فراگیر و جهان گستر بود، بیش از هزار سال در قلمروی فرهنگی ایران جریان داشته است. ۲ – اسلام و شیعه: مولفه دیگری که به صورت بالقوه از عوامل مهم در افزایش قدرت نرم ایران است، عامل ارزشهای اسلامی و شیعی است. بعد از ورود اسلام به ایران و پذیرش آن توسط ایرانیان و تلفیق عناصر سازنده و مثبت فرهنگ ملی با آن، فرهنگ و هویت تازه ای به نام فرهنگ ایرانی- اسلامی خلق شد. این فرهنگ پویا و قوی پشتوانه اتحاد داخلی و هویت بخشی به سرزمین ایران در برابر دیگر کشورها بوده است. این مولفه را همچنین می توان در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به خوبی مشاهده کرد. تاثیر و نفوذ ایران در این هنگام بر کشورهای مسلمان و مسلمانان جهان به حدی است می توان آن را از جمله شواهد مهم در اوج گیری نفوذ و تاثیر گذاری ایران بر افکار عمومی خارجی دانست که حتی در برخی از مردم و گروههای کشورهای منطقه، ایران را الگویی قابل قبول در پیشرد اهداف اسلامی تلقی می کردند. بدیهی است که مولفه تشیع و ارتباط ایران با شیعیان جهان نیز یکی دیگر از توانمندیهای ایران در عرصه قدرت نرم است. با این حال در این مورد برنامه ریزی و جهت گیری های ایران باید به گونه ای باشد که موجب حساسیت کشورهای اسلامی اهل سنت منطقه خاورمیانه نشود. این مسئله را می توان در اظهارات ملک عبدالله پادشاه اردن مشاهده کرد که ایران را برای کشورهای سنی خاورمیانه تهدید تلقی می کند و تاکید دارد ایران به دنبال ایجاد هلال شیعی علیه دیگر کشورها است. ۳- اقتصاد: یکی دیگر از مولفه های قدرت نرم هر کشور در جهان امروز، توان اقصادی است. در واقع هر کشوری که بتواند الگوی اقتصادی مناسبی را اتخاذ نماید و رفاه و پویای اقتصادی کشور خویش را به نمایش بگذارد از یکی از مهم ترین ابزارهای تقویت قدرت نرم برخودار است. در حقیقت رشد اقتصادی مناسب، وجود رفاه و در عین حال عدالت اجتماعی و بالا بودن نرخ امید به آینده مردمیک کشور می تواند الگوی بسیار جذابی را در راستای جذب دیگران، بیشتر از دیگر مولفه های قدرت نرم یک کشور همچون فرهنگ و یا اجتماع پدید آورد. در دنیای امروز بسیاری از کالاها و فعالیتهای غیرتجاری می تواند در بسته بندیهای اقتصادی عرضه شود. فرش، صنایع دستی، مفاخر ادبی، اسطوره های ایرانی، خط فارسی و موسیقی سنتی ایران، گرچه هنوز از جایگاه والایی در عرصه جهانی برخوردارند؛ اما رتبه و جایگاه آن همانند سابق نیست و به خاطر سهل انگاری و نیز به واسطه تحرک بیشتر قبا و فهم بهتر آنان از اهمیت اثرگذاری های قدرت نرم صدمه دیده است. در حقیقت نکته اصلی اینجاست که هرچند هنوز مفاخر و کالاهای سنتی ایرانی معتبر و کارامدند؛ اما دیگر همانند سابق تعیین کننده نیستند. شاید به دلیل همین ضعف و تاحدودی رخوت داخلی است که شاهد مصادره فرهنگی مولانا و رودکی و ابن سینا توسط کشورهای همسایه، استفاده از نقش های بدیع ایرانی در فرشهای چینی و پاکستانی ، بسته بندی زعفران ایرانی در اسپانیا، برداشتهای ادبی از تمثیل ها و اسطوره های ایرانی به زبان و شیوه دیگران و بسیاری از موارد دیگر هستیم که خود نشان از آن دارد که قدرت نرم ایران با ارزش است و دیگران در حال سرقت مولفه های عمیق و عظیم قدرت نرم ما هستند. ۴-رفتار سیاسی : سیاستهای اتخاد شده توسط یک دولت، یکی دیگر از عوامل موثر در قدرت نرم محسوب می شود. ایجاد جذابیت و نشان دادن چهره ای توانا از یک کشور در داخل و تقویت این باور در میان مردم یک کشور، مستقیما در ایجاد وجهه بین المللی و ایجاد جذابیت برای مخاطبان خارجی تاثیر دارد. در ایران در دو بعد داخلی و خارجی، موانع و محدودیتهایی برای به کار گیری قدرت نرم وجود دارد. انجام اقدامات موثر، تصمیم گیریها و برنامه ریزی های قابل قبول در بعد داخلی در گام اول بسیار مهم تر از بعد خارجی است. عناصری همچون کارآدی دیپلماسی عمومی، میزان تعامل مثبت باسازمانهای بین المللی، شیوه برخورد با موضوعات مهم جهانی، حجم ارتباطات دیپلماتیک،عکس العمل مناسب در برابر مسائل تضعیف کننده داخلی و خارجی وهمچنین حجم میزبانی سازمانهای بین المللی، کنفرانسها و نمایشگاه ها می تواند شاخص مناسبی در راستای ارزیابی میزان موفقیت یا شکست مولفه های سیاسی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران به حساب می آید. در کنار عناصر ریشه داری همچون مذهب و مشروعیت، نظام جمهوری اسلامی می تواند با ارتقای نمادها و نهادهای جامعه مدنی، به نوعی به تقویت درونی دست زده، جامعه ایرانی و نظام جمهوری اسلامی را در برابر آسیب های احتمالی ناشی از این نقص واکسینه نماید. ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به خوبی توانست از قدرت نرم خود در منطقه و جهان ببرد، به ویژه که رسالت انقلاب اسلامی فرهنگی بود و با شعاره و ویژگی های مشخص اسلامی-مردمی در منطقه و جهان معرفی شد و توانست در میان بسیاری از مردم کشورهای مختلف از جمله کشورهای اسلامی طرفدرانی داشته باشد. از جمله مهم ترین این شعارها تشکیل حکومت بر مبنای باورهای دنیی و مردم سالاری دینی، در چهارچوب فکری رهبری انقلاب، امام خمینی است. گفتمان رهبری انقلاب در منطقه و جهان مورد توجه قرار گرفت و از نظر فکری و مبانی ایدئولوژیک بسیاری از مردم و جنبشهای آزادی طلبانه را تحت تاثیر قرار داده است. از آنجا که گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر اخلاق تاکید دارد  در این حالت از توان جذب کننده ای برخوردار است و می تواند از طریق دیپلماسی عمومی، قدرت نرم ایران را تقویت نماید.  با وجود این تجربه موفق، ایران در سالهای بعد نتوانست بهره مورد انتظار را از قدرت نرم ببرد. در این رابطه یکی از مهم ترین دلایل، مشکلات ناشی از جنگ با عراق بود که موجب شد تا مهم ترین اولویت ایران، دفاع از سرزمین خود باشد. با این حال در سالهای بعد از جنگ نیز همچنان به دلیل شرایط منطقه، سیاستهای امنیتی و تقویت توان نظامی ایران و قدرت سخت در اولویت قرار داشته است. در حالی که در دوران کنونی، منابع قدرت نرم ایران می تواند در کنار دیگر منابع قدرت همچون توان اقتصادی، امنیتی و نظامی در خدمت منافع ملی قرار گیرد. اهمیت بهره گیری از مولفه های قدرت نرم در چهارچوب دیپلماسی عمومی ایران در منطقه و جهان به حدی است که می تواند به کاهش تاثیر تبلیغات منفی برخی از کشورها و رسانه ها که در سالهای اخیر علیه ایران به وجود آمده است، کمک کند.