مطلع الفجر08:28 - 1393/09/13

رمز و رازهای پنهان در پروژه خط لوله صلح

IMG08331987 ایران از منظر ذخایر گاز طبیعی، مقاوم دوم جهان را به خود اختصاص داده و به دلیل واقع شدن در یک منطقه ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک، تلاش می کند به عنوان یک بازار منطقه ای در سطح جهان ظاهر شود. صاحبنظران حوزه انرژی و نیز سیاستگذاران ، مدیران اجرایی در نهادهای مختلف کشور مانند دولت، مجلس و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی در مورد موضوع صادرات گاز و لزوم یا عدم لزوم آن برای کشور دیدگاههای متفاوتی دارند. برخی معتقدند کشورما به دلیل برخورداری از دومین ذخایر اثبات شده گاز طبیعی در جهان باید سهم شایسته ای در صادرات گازاز طریق خط لوله و نیز صادرات گاز به شکل ال ان جی داشته باشد.

در مقابل شماری از مخالفان صادرات گاز دو استدلال عمده دارند: یکی مصرف گاز در صنایع انرژی بر و صادر کردن محصولات تولید شده آن و دوم تزریق گاز طبیعی به مخازن مورد بهره برداری نفت برای حفظ و افزایش فشار مخازن. به هرحال مسئله صادر نکردن گاز تصمیمی نیست که جمهوری اسلامی ایران در این زمینه گرفته باشد وبرنامه های چشم انداز بیست ساله کشور نشان می دهد که ایران باید درسال ۱۴۰۴ شمسی ده درصد تجارت جهانی گاز را در اختیار بگیرد.

در این راستا از زمان کشف منابع گاز طبیعی در میدان گازی پارس جنوبی در سال۱۹۸۸ موضوع صادرات گاز ایران به جنوب آسیا به ویژه کشورهای هند و پاکستان مطرح گردید. باید توجه داشت که میدان گازی پارس جنوبی بر روی خط مرزی مشترک ایران و قطر در خلیج فارس قرار دارد و یکی از منابع اصلی تامین انرژی کشور به شمار می اید که عدم بهره برداری از ذخایر آن به زیان جمهوری اسلامی ایران و به نفع کشور قطر خواهد شد. بنابراین در سال۱۹۹۵، ایران و پاکستان موافقتنامه اولیه برای احداث خط لوله گاز بین میدان گازی پارس جنوبی و بندر کراچی امضا کردند و متعاقبا ایران پیشنهاد داد که این خط لوله تا هند ادامه یابد. در سال۱۹۹۹ ایران وهند برای همکاری دو جانبه جهت احداث خط لوله صلح موافقتنامه اولیه ای را امضا نمودند که براساس آن گاز ایران پس از کراچی به شهرهای مولتان و دهلی نو صادر شود.

زمانی که با نگاه تحلیلی به پروژه خط لوله صلح توجه کنیم، مشاهده می کنیم که این خط امتیازاتی سیاسی و اقتصادی برای هرسه کشور دخیل درآن دارد از جمله اینکه: خط لوله صلح یک وابستگی متقابل سیاسی، امنیتی و اقتصادی بین ایران، پاکستان وهند ایجاد می کند که ایران درآن نقش محوری دارد. خط لوله صلح تهدیدات احتمالی علیه کشورمان را به لحاظ پیوند امنیتی در آینده کاهش داده و موجبات تحکیم مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران، پاکستان و هند را فراهم می کند.

خط لوله صلح درآمد مشخص بلندمدتی را برای کشورمان فراهم می آورد و امکان برنامه ریزی اقتصادی بهتری را میسر می سازد.

این طرح علاوه برارزآوری برای ایران، صادرات گاز ایران را تنوع بخشیده و خطرهای ناشی از صادرات گاز طبیعی را کاهش می دهد.

مردمان هند، بهره گیری از ذخایر انبوه نفت و گاز ایران را برای برطرف کردن نیازمندی های بلندمدت خود به انرژی، ضروری می دانند. پاکستان نیز با کمبود روزافزون انرژی روبه رو می دانند و امضای این قرارداد برای آنها نیز حیاتی است.

اجرای این پروژه منابع تامین انرژی این کشورها را تنوع بخشیده و قیمت مناسبی را برای تامین انرژی در درازمدت در اختیار آنها قرار می دهد. با توجه به نگرانیهای زیست محیطی وافزایش سرسام آورقیمتهای نفت در سطح جهان، گسترش استفاده از گاز طبیعی برای کشورهای مصرف کننده، اقتصادی تر و عاقلانه خواهد بود.

این خط علاوه بر تامین نیازهای روبه رشد پاکستان، درآمد مالی خوبی برای این کشور ازمحل ترانزیت گاز به هند درآینده فراهم خواهد ساخت. تحقق این طرح در پاکستان وهند منجر به افزایش قابل توجه اشتغال، بهره وری و نهایتا افزایش مزیتهای اقتصادی آنها در مقابل رقبای منطقه ای خواهد شد.

خط لوله صلح می تواند به عنوان تنظیم کننده رابطه ی تولید کنندگان بزرگ انرژی با بازار مصرف آن درآسیا، زمینه سازهمکاری در بخشهای مختلف واز جمله در تولیدات صنعتی مشترک، اکتشاف و تولید، سرمایه گذاری مشترک وغیره باشد.

احداث این خط لوله، توسعه اقتصادی جنوب آسیا و نیز برتری آسیا در امور اقتصادی جهان را تسریع می بخشد.

اجرای این طرح دارای مزیتهای تاریخی نیز است یکی از آنها توافقی است که میان هند و پاکستان ایجاد می شود وهر دو کشور می توانند همکاریهای خود را از طریق این خط لوله افزایش دهند. همچنین این پروژه استقرار صلح میان دو کشور را تحکیم می بخشد و زمینه های برخورد این قدرت نوظهور هسته ای را به شدت کاهش می دهد.

به طور کلی، خط لوله صلح همچون پلی منطقه ای میان جنوب و غرب آسیا خواهد بود و در صورت پیوستن کشورهایی مانند چین به آن و گسترش آن به سمت دریای خزر، شبکه انرژی تشکیل می شود که منطقه ای گسترده از خلیج فارس، جنوب آسیا و آسیای مرکزی تا چین را دربر می گیرد که در نهایت می تواند باعث کاهش قیمت انتقال گاز شود. در مجموع ایجاد امنیت جغرافیای سیاسی منطقه و استحکام پیوندهای تاریخی و فرهنگی سه کشور، از مزایای اصلی خط لوله صلح است که می تواند در امنیت و صلح منطقه ای به ویژه در شبه قاره تاثیر مثبتی داشته باشد.

درکنار امتیازات ، طرح خط لوله صلح از ابتدا تاکنون همواره با چالشها و مشکلاتی مواجه بوده که مانع از پیشرفت آن به نحو مطلوب گردیده است. برخی از چالشهای پیش روی طرح عبارتند از:

مخالفان این طرح معتقدند که هدف پاکستان از شرکت در این پروژه ، تامین انرژی مورد نیاز خود و اعمال فشار به ایران وهند در شرایط خاص و در زمان تیرگی روابط با این کشورها می باشد.

در صورت پیوستن هند به این طرح، این کشور قادر می شود نقش تامین کننده امنیت در اقیانوس هند را به نمایندگی از سوی آمریکا ایفا نماید. پاکستان به عنوان یک کشور بی ثبات منطقه، توان برنامه ریزی بلند مدت برای آینده خود را ندارد و در صورت قدرت گرفتن نیروهای تندرو دراین کشور، امنیت خط لوله ای که به هند می رود به خطر خواهد افتاد.

وابسته بودن بحث فروش گاز به هند و پاکستان به مناقشات موجود بین این دو کشور و اوضاع امنیتی منطقه به مصلحت ایران نبوده و کل طرح را با خطری جدی روبه رو می کند.

خط لوله به همان نسبت که پاکستان و هند را به ایران وابسته می سازد، صادرات گاز کشورمان را به آنها وابسته می تماید. بنابراین باید گزینه هایی را انتخاب نمود که برای ایران وابستگی کمتر داشته باشد.

اقدامات احتمالی تخریبی گروههای تندرو در پاکستان، ممکن است موجب بروز مناقشه بین ایران و پاکستان شود و آینده طرح را به خطر اندازد. از دیگر چالشها وجود رقیب برای خط لوله صلح است. خط لوله صلح بهترین گزینه برای تامین انرژی هند و پاکستان است اما تنها گزینه ممکن نیست. درمیان راه حلهایی که خریداران گاز خط لوله صلح برای روزمبادا در نظر گرفته اند، طرح انتقال گاز ترکمنستان از مسیرافغانستان به پاکستان مهم ترین رقیب است. ترکمنستان با ذخایر نسبتا زیاد گاز طبیعی، تولید قابل توجهی ندارد و به شدت، به دنبال کسب سهم بیشتر در بازار مصرفی کشورهای درحال توسعه است.

یکی از مهم ترین چالشهای این پروژه، مخالفتهای آمریکا با این طرح بوده است. آمریکا دلایل گوناگونی برای مخالفت خود با این طرح دارد از جمله اینکه این طرح باعث محوریت یافتن نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه می شود که این برخلاف سیاست امریکا است. همچنین اینکه خط لوله صلح باعث توسعه مناسبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایران باهند و پاکستان می شود که تراز تجاری ایران با این دو کشور را به نفع ایران تغییر خواهد داد. از طرف دیگر این طرح باعث تقویت نفوذ و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس می شود و در نهایت با توجه به اینکه کشورهای عربی از همسایگی زمینی با پاکستان محروم هستند، مزیت خاص رقابتی ایران در صحنه بیشتر خواهد شد.

مشکل تعیین قیمت گاز صادراتی یکی دیگر از موانع پیشرفت طرح بوده که منجر به طولانی شدن مذاکرات در سالهای گذشته شده است. واقعیت این است که خریداران می گویند گاز باید با قیمتهای رقابتی وارزان به دست مشتری برسد و برای موفقیت این پروژه، باید قیمتها با بازارهماهنگ باشد و در بلندمدت رقابت طرفین را بر انگیزد در واقع آنها خواهان گاز ارزان و قابل رقابت با دیگر حاملهای انرژی در بازار داخلی خود هستند ولی برای کشور ما قیمت گذاری می بایست به گونه ای باشد که بهای گاز صادارتی به هند و پاکستان در سنجش با دیگر بازارهای رقیب همچون بازار اروپا پایین تر نباشد ومنافع بلندمدت کشورمان نیز تامین گردد.

در نهایت باید گفت موفقیت این طرح به اراده سیاسی کشورهای دخیل درآن و توافق آنها با یکدیگر بستگی دارد. زیرا مطالعات نشان می دهد که زیرساختهای اقتصادی مورد نیاز برای اجرای این طرح وجود دارد و کلید اجرای آن، پذیرفتن وابستگی طرفین به یکدیگر است./ مریم عمادی