به گزارش مطلع الفجر، قدرت نرم جوهر و درون مایه یک نظام است و جنگ نرم برای مقابله با این قدرت نرم به کار میرود و راه مقابله با آن حفظ و افزایش عناصر و مولفههای قدرت نرم است. جنگ نرم را ابتدا باید شناخت و باور کرد. اینکه مقام معظم رهبری تاکید دارند جنگ نرم یک حقیقت است و در دودهه با ادبیات مختلف آن را تبیین کردهاند، حاکی از این است که متاسفانه، باور، برداشت و تحلیل درست از آن وجود ندارد. بنابراین اقدام اول، شناخت پیشینه، ماهیت، ابعاد گروههای آماج، ابزار و روشهای جنگ نرم است و در ادامه باید مشخص شود که در حال حاضر، مهمترین صحنه جنگ نرم کجاست؟ تمرکز اصلی روی چه ابزار و روشهایی است؟ کدام گروه در کشور ما مخاطب اصلی جنگ نرم است؟ نقش سر پلها و میانجیهای داخلی در جنگ نرم چیست؟ مدلهای مشابه در جنگ نرم در دنیا چیست؟ و دهها سوال دیگر.
پیچیدگی، یکی از شاخصها و ویژگیهای جنگ نرم است. در این جنگ رفتار دشمن در تحمیل اراده غیر مستقیم است. بنابراین راهکار اصلی عمق بخشی و افزایش معرفت است. از بابت، روشنگری، بصیرت بخشی و شفافیت سازی صحنه جنگ برای جامعه و نخبگان ابزار مقابله با جنگ نرم دشمن است. اگر بپذیریم جنگ نرم در همه حوزههای سیاسی فرهنگی اقتصادی علمی و اجتماعی، و در دوسطح نخبگان و بدنه اجتماعی شکل میگیرد، هریک از این حوزه ها به راهبرد مقابله با جنگ نرم نیاز دارد. راه مقابله در جنگ نرم، به دست گرفتن ابتکار عمل و خلاقیت است. ما نباید هر روز شاهد طرح سوال، شبهه و القای یک مساله بیمورد برای نظام باشیم. موفقیت در این است که هر لحظه برای دشمن مساله ایجاد کنیم و دشمن مجبور شود به آن پاسخ دهد. در جنگ نرم، میدان بازی را ما باید تعریف کنیم و توجه داشته باشیم در میدان بازی دشمن قرار نگیریم. طبیعی است الزامات به دست گرفتن ابتکار عمل هم باید فراهم شود. در حال حاضر کشور نیازمند تحلیلی واحد از روند تحولات در میان نخبگان مدافع نظام است. فضای سیاسی کشور باید آرام باشد و از هیجان سازی کاذب پرهیز شود. تمرکز برکارآمد سازی نظام و عدم فرصت سازی برای تبلیغات و دستگاههای رسانهای بیگانه راهکار برون رفت از فتنه و کاهش پیامدها و اثار جنگ نرم است. تردیدی وجود ندارد که اگر کشوری از قدرت نرم لازم در این سطح برخوردار باشد، به طور طبیعی آن کشور فاقد بحرانهای سیاسی، مشروعیت، کارآمدی، مشارکت، مقبولیت و هویت خواهد بود و بازدارندگی مردمی در برابر جنگ نرم شکل خواهد گرفت. بنابراین تقویت مفهومهای نرم و استفاده حداکثری و مستمر ازآن، مهمترین راه کار مقابله با جنگ نرم است.
قدرت نرم، توانایی بدست آوردن خواستهها از طریق مجذوب کردن (به جای اجبار و یا امتیاز) است.
این کار از از طریق جذابیتهای فرهنگی، ایدههای سیاسی و اقتصادی صورت میگیرد. زمانی که سیاستهای ارائه شده دیگران را وادار میکند ایدهها و انچه را که درخواست شده بدون اینکه برای ان هزینه زیادی (امتیاز و اجبار) صرف کنند بپذیرند، درآن صورت از قدرت نرم در ارزشها، فرهنگ و نحوه رفتار با هر کشور در سطح ملی، منطقهای و یا بین المللی و در ایجاد حس مشروعیت برای اهداف یک کشور نهاده شده است. در این فرآیند جذابیت، ایدئولوژی، شرکتهای چند ملیتی و فرهنگ یک کشور میتواند از جمله منابع قدرت تلقی شود
قدرت نرم تعبیر به«چهره دوم قدرت»نیز میشود. یک کشور ممکن است برای به دست آورد ن نتایج مورد نظر خود در دنیای سیاست به دلیل آنکه کشورهای دیگر ارزش های آن را تحسین و از آن تقلید میکنند. به بالاترین سطح رشد و شکوفایی برسد. در این حالت، تنظیم یک برنامه برای جذب دیگران در سیاست، آنها را مجبور نمیکند تا با تهدید نیروی نظامی یا تحریم اقتصادی تغییر کنند. این اعمال قدرت نرم که باعث میشود دیگران پیامدهایی را بخواهند که شما میخواهید، مردم را بیشتر جذب میکند تا سرکوب. امال قدرت نرم بر توانایی شکلدهی خواستهای دیگران متکی است. قدرت نرم ابزار نخبگان جامعه، برای طرح ریزی و اعمال امنیت نرم و کاربردی آن در حوزه نیروی انسانی است.
اساس جنگ نرم در ارتباط با ایران
در انتهای هشت سال جنگ تحمیلی، قدرتهای منطقهای و فرا منطقهای به خوبی دریافتند که دفاع مقدس ملت ما یک جنگ اعتقادی به معنای خاص کلمه بود. این جنگ به عنوان یک عبادت، بلکه عروجی به اعلا علییین برای رزمندگان اسلام و حتی تمامی ملت که به روشهای مختلف درگیر مستقیم و غیر مستقیم آن شده بودند، مطرح بود و به تدریج برداشت عبادت از جنگ، هویت حقیقی را به آن داده، انگیزههای ملی تحت الشعاع اصالتهای اعتقادی قرار گرفت و مهمترین وجه تمایز این جنگ با سایر جنگها در معنویتی بود که در بین رزمندگان در قالبی کاملا نرم افزاری وناشناخته که با هیچ یک از معادلات و عقاید حاکم بر دنیای آن روز همخوانی نداشت، متجلی شده بود که فی نفسه جاذبه بسیار بالایی داشت و نوید بروز تحولی عظیم انسانی وگرایش به یک جامعه سالم، صالح وقوی و به دور از هرگونه رذائل پست حیوانی را میداد.
اساس جنگ نرم در ارتباط با ایران، بر کاهش باورهای دینی استوار شده است. بنابراین باید با هدف تقابل نسبت به تقویت و به کار گیری داراییهای موجود، اهتمام ورزیده، بیشترین بهره را از آن برد.
پس ضرورت دارد در مواجهه با جنگ نرم از حربههای مختلف استفاده کرد و اثرهای آن در حوزه های گوناگون را خنثی ساخت؛ زیرا جنگ نرم نیز یک جنگ واقعی و دکترین آن براین قاعده است که مردم کشور هدف، اهداف دشمن را محقق کنند. الزام آن نیز تصرف قلب و مغز است. به عبارت دیگر، کسانی که قلب و ذهنشان تسخیر شده ، در راستای اهداف دشمن خود عمل میکنند.
درجنگ نرم فلش ها در ابتدا متوجه اهداف برجسته نیست. اما نتیجه آن میشود که در پایان، آیات الهی نیز تکذیب میشود.
در یک جمع بندی کلی، راهکارهایی که قرآن برای مقابله با جنگ نرم ارائه میدهد تکیه بر ارزشها، ابا نداشتن از ابزار ارزشهای دینی، مذهبی و شعارهای انقلابی دارد. مسلمانان در مقابله با حربههای دشمن باید مرزهای خود را شفاف و مشخص کنند؛ زیرا همانگونه که ذکر شد، آنها از شما راضی نمیشوند. بنابراین شما در جای خود محکم بایستید و در اعتقادات خود هیچ سستی نشان ندهید.مسلمان با کمال شهامت و شجاعت اسلام را ابراز کند و شعارهای انقلابی را حفظ کند؛ طبق فرامین قرآن بهترین شیوه مقابله با جنگ نرم، تکیه بر ارزشهای دینی، مذهبی و حفظ شعائر اسلامی و انقلابی است.
جنگ نرم، یک جنگ واقعی است و طراحان این جنگ علیه ایران، بیشترین طراحی را برای مشروعیت زدایی و مخصوصا اعتبار زدایی از جایگاه ولایت فقیه در دستور کار خود قرار دادهاند. در دکترین جنگ نرم، قاعده این است که مردم کشور هدف، اهداف دشمن را محقق کنند. الزام آن تصرف قلب و مغز است؛ به عبارت دیگر، کسانی که قلب و ذهنشان تسخیر شده در راستای اهداف دشمن خود عمل میکنند. این راه بسیار ساده و در عین حال دشوار است. برای تاثیر بر ذهن و قلب، جنگ نرم در دو حوزه، شناختی یا ذهنی، تصرف ذهن است. عاملان جنگ نرم با بهره گیری از روش اقناع، مجاب سازی، تغییر ادراک و شستشوی مغزی در پی آن هستند تا افکار، اندیشه، ذهن و نظام شناختی مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند. انان دراین زمینه از روش مدیریت ادراک بهره میگیرند. در این روش تلاش میشود افراد و نخبگان کشور هدف، نسبت به مسالهای قانع شوند، اطلاعات ویژهای را به آنان القاء کنند تا زمینه سیادت بر مغز آنان فراهم شود.
قرآن کریم، عوامل پیروزی در حرکت جهادی را بهرهگیری از سه عنصر ایمان، بصیرت و صبر ذکر کرده که اگر این سه عامل در جبهه حق بود، نسبت موفقیت یک به ده میشود. نقطه آغازین، ایجاد شرایطی برای افزایش و تقویت ایمان تمامی اعضای جامعه مورد نظر است.
انقلاب اسلامی، با وجود تمامی تبلیغات سوئی که از همان ابتدا علیه آن انجام میگرفت، بسیار زود موفق شد جایگاه خویش را در بین مستضعفان و ازادیخواهان جوامع مختلف و کشورهای منطقه ای و حتی فرامنطقهای پیدا کند. تحمیل جنگ هشت ساله بر ایران اسلامی نیز باعث رکود این روند نشد و حتی زمینههای متعددی را برای توسعه و تبلیغ دستاوردهای انقلاب اسلامی فراهم آورد. نقطه قوت و کلیدی دفاع مقدس بر اصولی استوار شده بود که تماما ماهیت نرم افزارانه داشته،به شدت تاثیر گذار مینمود. به این لحاظ همزمان با اتمام جنگ تحمیلی، تقابل انها با انقلاب در قالب جنگ نرم که تمامی سطوح ملی و حوزه های داخلی را در ابعاد مختلف مورد تهدید جدی قرار داده وعناد علنی سردمدارانش را با اعتقادات و باورهای مردم عیان کرده است. اغاز شده که میتوان ازآن به عنوان حوزه دفاعی ایران اسلامی و به عبارتی دیگر، دومین دفاع مقدس انقلاب اسلامی ایران نام برد. در این ارتباط، تردیدی وجود ندارد که تاثیرات و اثر گذاری جنگ نرم به مراتب خطرناک تر و مخربتر از جنگ سخت است که شاید هیچ گاه امکان جبران آن نیز فراهم نیاید. از آنجایی که بنیان اولین دفاع مقدس ایران اسلامی بر باورهای دینی استوار شده، اساس جنگ نرم، بر کاهش این حساسیتها واقع شده است؛ زیرا دشمنان نیز به خوبی به این مهم واقف هستند که دین مبین اسلام از چنان غنایی برخوردار است که یاری جستن از آن و به کار گیری فرامین و دستورهای ابلاغی، موجب میشود که انسانها در تعامل با یکدیگر دچار مشکل و خلا نشده و به همین دلیل، راه سلطه تعداد معدودی از انسانها بر اکثریت بسته خواهد شد.
قسمتی از مقاله دفاعی مقدس در برابر جنگ نرم- مجله صف –ش ۳۶۶- شاداب عسگری –کارشناس ارشد علوم سیاسی-ص ۵۶-۵۹

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد