سرویس: ویژهکد خبر: 72994|08:00 - 1393/08/19
نسخه چاپی

انتخابات آمریکا در چنته ی سرمایه داران و کارتل ها

 انتخابات آمریکا در چنته ی سرمایه داران و کارتل ها

index-200x120آنچه عیان است این موضوع می باشد که  نظام انتخاباتی آمریکا سیستم متفاوتی را برای خود برگزیده است که شاید بتوان گفت، به دور از روش ها های دموکراتیکی است که ایالات متحده در ظاهر به آن می بالد. شاهد این مدعا، یکی سیستم انتخاباتی الکترال و دیگری نقش پول در پیروزی کاندیداهاست.

در واقع ادعایی که ایالات متحده نسبت به وقوع تقلب در انتخابات سایر کشورها بیان می کند در مورد خود صادق است. به عبارت، سیستم دموکراسی آمریکایی سالهاست که رو به تهی شدن دارد و این صاحبان سرمایه و کارتل ها هستند که به نتایج انتخابات شکل می دهند نه مردم.

در نظام انتخاباتی آمریکا، مردم هر ایالت، علاوه بر رئیس جمهور و معاونش افرادی موسوم به الکترال کالج‌ها را نیز انتخاب می‌کنند. پس از مشخص شدن نتایج انتخابات، هر نامزدی که بتواند آرای بیشتری را کسب کند، تمام رای‌های الکترال آن ایالت را به دست خواهد آورد، حتی اگر فقط یک درصد آرای وی از رقیبش بیشتر باشد. تعداد الکترال‌ها در هر ایالت برابر است با تعداد نمایندگان آن ایالت در کنگره فدرال به اضافه ۲ که همان تعداد نمایندگان سنای هر ایالت است. در کل ۵۳۸ الکترال کالج در کل آمریکا وجود دارد که هر کاندیدا برای کسب ریاست جمهوری باید ۲۷۰ رای الکترال کالج را کسب کند.

این اتفاق به این معناست که زمانی که فردی اکثریت آرا را نیز به دست آورده، نمی‌تواند رئیس جمهور شود اتفاقی که در جریان انتخابات سال ۲۰۰۰ آمریکا حرف و حدیث‌هایی را درباره دموکراتیک یا غیر دموکراتیک بودن این نوع انتخابات ایجاد کرد. در این انتخابات اگرچه جورج بوش آرای مردمی کمتری نسبت به رقیب خود الگور به دست آورد اما طبق قانون الکترال توانست رئیس جمهور آمریکا شود.

در واقع بالا بودن رأی الکترال است که رئیس جمهور را در ایالات متحده بر مسند قدرت می نشاند و آرای مردم در سطح ملی محسوب نخواهد شد.

از طرفی شبکه‌ های رادیویی و تلویزیونی، مطبوعات و رسانه‌ های مجازی در پیروزی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا نقش تعیین کننده‌ای دارند. با توجه به خصوصی بودن رسانه‌ های گروهی در ایالات متحده آمریکا و هزینه‌های سرسام آور تبلیغات، نامزدی می‌ تواند در مبارزه های انتخاباتی به پیروز دست یابد که از پشتوانه مالی تقریباً نامحدودی برخوردار باشد و حامیانش بتوانند میلیون‌ها دلار در این راه هزینه نمایند. جمهوری خواهان با توجه به حامیان ثروتمند خود، همواره بیشتر از دموکرات‌ ها در انتخابات پول خرج می‌ کنند؛ لذا در آمریکا، پول یکی از شروط لازم برای پیروزی در هر انتخابات است. بر اساس محاسبات پیچیده در داخل احزاب، از میان نامزدهای متعدد، فردی قادر خواهد بود با پشت سر گذاشتن رقیبان به عنوان نامزد رسمی حزب معرفی شود که بیشترین آراء هیئت‌ های مذاکره کننده حزب را به دست آورد.

به عنوان مثال، هنگامی که بیل کلینتون، فرماندار آرکانزاس، در جریان انتخابات مقدماتی در سال ۱۹۹۱ توانست ۱۹۸ رای هیئت الکترال را در ۵ ایالت کسب کند و در صدر فهرست نامزدهای حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا بنشیند، به عنوان نامزد اصلی مطرح شد. بلافاصله پس از کسب این تعداد آراء، دو تن از رقیبان حزبی وی که نتوانسته بودند به اندازه کلینتون پول خرج کنند و حمایت اعضاء را جلب نمایند، از دور انتخابات مقدماتی کنار کشیدند.

البته باید گفت، تا پیش از رسوایی واترگیت، نظارتی بر منابع مالی انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا وجود نداشت و هر حزب بر اساس پایگاه اجتماعی خود و حامیانش، به جمع آوری پول برای پرداخت هزینه‌ های انتخاباتی می‌ پرداخت و در این راه نیز حتی به اعمال فشار، تهدید و باج خواهی نیز متوسل می‌ شد.

مقام معظم رهبری در مورد نقش پول اشاره ی مهمی داشته اند. ایشان در همین زمینه فرمودند: “کتابهاى خوبى در این زمینه نوشته شده، خود غربى‌ها نوشته‌اند؛ اینها را بخوانند، این کتابها را ببینند؛ چگونگى انتخاب یک شهردار یا یک فرماندار در فلان ایالت آمریکا، بعد سناتور شدن، بعد رئیس جمهور شدن؛ هل داده شدن افراد به این عرصه‌ها چگونه است، با چه شگردهائى انجام میگیرد؛ آن وقت مقایسه کنند با اینجا که یک نفرى مى‌آید در مواجهه‌ى با مردم، در حرف زدن با مردم، گاهى بدون هیچ سابقه‌ى اجرائى، مردم را جذب میکند؛ موج ایجاد میشود، مردم میروند پاى صندوقهاى رأى، رأى میدهند، انتخاب میکنند، با این درصدهاى بالا؛ این مدل جدیدى است از دموکراسى؛ این پیشرفت سیاسى ما است.”

برای نمونه یکی از مقالات مهم در این زمینه(که البته رهبر معظم انقلاب نیز اشاره به مطالعه ی آثار غربی ها کردند)، مقاله‌ مهم نوشته شده توسط بلیربوی(Blair Bowie) و آدام لیوز(Adam Lioz) در مرکز دموس درباره یکی از انتخابات‌های آمریکا در سال ۲۰۱۲ و نقش عجیب پول در این انتخابات آمریکا به عنوان مشتی نمونه خروار است. آنان در این مقاله اشاره کرده اند که: تفاوت قابل توجه دوره اخیر انتخابات آمریکا با دوره‌های گذشته در این است که تا پیش از انتخابات سال ۲۰۱۲ برای کمک‌های مالی افراد و موسسات مختلف به کمپین‌های انتخاباتی سقف تعیین شده بود اما در انتخابات اخیر این محدودیت برداشته باشد و افراد در کمک به کاندیداها با هیچ محدودیتی مواجه نبودند.

در این گزارش همچنین آمده است: – هر یک از ۳۲ اعطاکننده نخست کمیته‌های عالی کنش سیاسی، به صورت میانگین ۹/۹ میلیون دلار به این سازمان‌ها کمک مالی اهدا کرده‌اند که معادل ۳۱۳ میلیون دلاری است که اوباما و میت رامنی از قِبَل اعطاکنندگان کوچک عایدشان شده است. حداقل ۳/۷ میلیون نفر کمک‌هایی کمتر از ۲۰۰ دلار داشته‌اند. – قریب به ۶۰ درصد از تامین بودجه کمیته‌های عالی کنش سیاسی از ۱۵۹ اعطاکننده‌ای تامین شده است که حداقل یک میلیون دلار کمک کرده‌اند. بیش از ۹۳ درصد از پولی که کمیته‌های عای کنش سیاسی جمع‌آوری کرده‌اند از قبل اعانه‌های حداقل ده هزار دلاری است. ۳۳۱۸ نفر معادل۰۰۱۱ /۰ کل جمعیت ایالات متحده این اعانه‌ها را بخشیده‌اند.

- ۳۲۲۰۰۰ خانواده آمریکایی دارای درآمد متوسط برای اینکه میزان کمک‌هایشان به کمیته‌های عالی کنش سیاسی به اندازه کمک خانواده ادلسون۳ برسد باید ۹۱/۸ میلیون دلار بپردازند. – بیش از ۶۰ درصد کمک‌های بیرونی به کمیسیون فدرال انتخابات را کمیته‌های عالی کنش سیاسی پرداخت می‌کنند. – در چرخه انتخاباتی سال ۲۰۱۲ میلادی، کمیته‌های عالی کنش سیاسی بیش از ۷۰ درصد منابع مالیشان را از افراد حقیقی و ۱۲ درصد از آنها را از گروه‌های تجاری انتفاعی به دست می‌آورند. این گزارشات توسط کسانی نوشته شده است که در بطن ساختار سیاسی جامعه آمریکا هستند و به قولی می تواند شفاف ساز ارتباطات درونی ایالات متحده ی آمریکا باشد. در اخر می توان به سخن یک فعال آمریکایی به نام «باب مستر» در بحرانی شدن روند دموکراسی در ایالات متحده ی آمریکا اشاره کرد:« باید نظام انتخاباتی آمریکا اصلاح شود تا اینکه پول دیگر در این فضای انتخاباتی چنین نقشی نداشته باشد. منافع شرکتهای بزرگ و ثروتمندان آمریکایی در این شرایط ، بر منافع عمومی و اصولی دموکراسی کشور برتری دارد.

چنین وضعی برای رویه انتخاباتی آمریکا، بحران است. این وضع برای دموکراسی آمریکا، بحران به شمار می رود. جنبش تسخیر وال استریت نیز در اعتراض به تضعیف شدن همین اصول دموکراسی سیاسی و اقتصادی در آمریکا است. مردم آمریکا باید درک کنند که بحران اقتصادی و مالی جاری در کشور به علت همین نقش پول در فضای سیاسی کشور است.

/نرگس السادات اصفا

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد