سرویس: ویژهکد خبر: 70100|07:55 - 1393/07/22
نسخه چاپی

بررسی تاثیر امنیتی گروه های تروریستی بر مرزهای شرقی ایران

 بررسی تاثیر امنیتی گروه های تروریستی بر مرزهای شرقی ایران

مرز2-200x120امنیت مرزی از مهمترین مقوله­هایی است که حاکمیت هر کشور با آن روبرو است.اولین و مهم‌ترین کارکرد مرز، کارکرد دفاعی- امنیتی آن در برابر حرکت‌ انسان، انتقال کالا و تفکرات است و دغدغه اصلی حکومت‌ها این است که مرزهای کشورها از هرگونه تنش و دست اندازی و تردد و نفوذ غیر مجاز در زمینه­های یاد شده به دور باشد تا پشتوانه‌ای محکم برای امنیت کشور در ابعاد مختلف سیاسی ، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد.هرگونه نا امنی در مرز قادر است علاوه بر اختلال در کارکردهای مرز سیستم‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داخلی را با مشکل مواجه کند. از این رو باید عناصر چالش برانگیز در امنیت مرزها شناخته شود.

تاریخ مناطق مرزی کشور ایران نا آرامی­هایی را با ریشه­های داخلی و خارجی در خود دارد. گروه­هایی سعی کرده­اند مناطق مرزی را در ترکمن صحرا، کردستان، خوزستان صحنه ترور و خشونت کنند. بیشتر این ناآرامی­ها با پوشش رسانه‌های همجوار و حمایت خارجی با تحریک قومیت‌ها ساکن در مناطق مرزی همراه شد­اند، اما ایران امروز بیشترین حملات تروریستی را در مرزهای شرقی تجربه می­کند. خیزش‌های جدایی‌طلبانه مسلحانه قومی، حملات ایذایی چریکی و سبک و روش جنگ‌های جهادی از جمله تهدیدات خطرناک علیه امنیت قومی استان‌های مجاور مرزهای شرقی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود.

گروهک­هایی که از خاک پاکستان آموزش می‌بینند در سایه دوری پایگاه آنها از حیطه تسلط کشور ایران و کوتاهی و ناتوانی مسئولان پاکستانی به سرعت رشد می­کنند و با عبور از مرزها مرگ و ویرانی را برای مردم مناطق مرزی به دنبال دارند.

مرز

در بررسی کلی از افراط­ گری­ ها و تهدیدات فرقه­ای و قومی مرزهای شرقی، ایران با دو دسته تهدید رو به رو است. یکی اختلافات با ریشه داخلی و دیگری هجمه­های خارجی نشات گرفته از تحریکات کشورهای منطقه­ای و فرامنطقه­ای که به مرور به هم پیوند می­خورند. از مهمترین این تهدیدات می­توان به اقدامات گروه­های تروریستی فعال در همسایگی ایران به ویژه سپاه صحابه پاکستان و جندالله اشاره کرد که در طی سال­های اخیر بیشترین حملات و نا آرامی­ها را در مرزهای شرقی ج. ا. ایران ایجاد کرده­اند.

خشونتهای فرقه­ای خارجی و داخلی توسط سپاه صحابه و جندالله تحقق الزامات سیاستهای امنیت پایدار جمهوری  اسلامی ایران با هزینه زیاد و چالش جدی روبرو کرده است. بر این اساس گروه­های صحابه و جندالله مهمترین ارزش و حیاتی­ترین منفعت کشور ایران یعنی امنیت ملی را نشانه رفته­ اند.

ریشه­ های تهدیدات و منازعات فرقه­ای و قومی داخلی ایران بی ارتباط با انواع خارجی از این دست نیست. خشونتهای فرقه­ای سازمانهای تروریستی مانند سپاه صحابه در محیط امنیت داخلی و خارجی با توجه به فقر نسبی در استانهای مرزی شرق کشور توانسته پتانسیل پذیرش برخی عقاید انحرافی، فرقه ­های ضاله یا عضویت آنان در برخی شاخه­ های تروریستی مانند جندالله را فراهم کنند. بنابراین مجاورت سرزمینی با کانون­های استقرار گروههای تروریستی و منازعات مسلحانه سپاه صحابه از دلایل شکل­گیری گروه­های تهدیدزای ثبات و امنیت در داخل کشور است.

   سپاه صحابهگروهى افراطى است که در اوایل دهه۱۹۸۰ که توسّط یک روحانى سنّى به نام «مولانا حق نواز جهنگوى» تأسیس شد و یکى از فرق اهل تسنّن را در بر مى­گیرد. راه‌اندازی این گروه، مصادف با انقلاب اسلامى در ایران و به منظور جلوگیرى از تأثیرگذارى آن بر مردم پاکستان و ترس از رشد قدرت نظامی، سیاسی و مذهبی شیعیان بوده است. از دیگر اهداف این گروه، مبارزه با گروهى شیعى به نام «تحریک جعفرى» بوده است که در پاکستان در سال۱۹۷۹ تأسیس شده است. این سپاه مدعی پیروی از دین پیامبر اسلام(ص) بوده و از این رو خود را «سپاه صحابه» نامیده است، این گروه‌های تروریستی هر چند منشأ پاکستانی دارد، عمده حمایت‌هایش را از افغانستان و طالبان می‌گیرد. از لحاظ کارنامه عملی نام «سپاه صحابه» یادآور ترور بمب­گذاری خشونت­ ها و عملیات انتحاری بى رحمانه است.   جند اللهگروهک تروریستی به سرکردگی عبدالمالک ریگی، با ادعای دفاع آزادی و حقوق ملی و مذهبی مردم سنی مذهب و بلوچ‌ استان سیستان و بلوچستان ایران با شعار برپایی حاکمیت دمکراسی فعالیت­های صورت داده بود. گروه جندالله تحت تأثیر تفکرات طالبانیسم و القاعده و تحت حمایت آمریکا و پاکستانی‌ها بوده­ و همچنین به تروریست­های تکفیری عربستان هم نزدیک شد. این گروه نیز صحنه­های غیر انسانی و خشونت باری از کشتار ماموران نظامی و غیر نظامی را رقم زده است. اما طی یک درگیری، سران(عبدالمالک ریگی) و نفرات اصلی این گروهک دستگیر و به هلاکت رسیدند. هر چند رهبران این گروهک­ها کشته یا دستگیر شده­اند اما به هر حال زمینه‌های چنین درگیری و ناامنی‌هایی کماکان در مرزهای شرقی وجود دارد. شرایط بلوچستان بگونه­ای است که عبدالمالکهای دیگری ظهور خواهند کرد. همانگونه که در چند روز اخیر سربرآوردن گروهک دیگری مانند جندالله به نام «سپاه صحابه بلوچستان ایران» گویای برنامه ریزی دیگری از طرف وهابیت در این استان است. بنابراین به نظر می­رسد گروه­های تهدیدگر خارجی و داخلی در حال نزدیکی و تلفیق با یکدیگرند. این اقدامات آشکار جدایی‌طلبانه قومی و ناامنی‌های اخیر در مرزهای شرقی ایران ایجاب می‌کند که به مسائل و تحولات این منطقه بیشتر توجه شود و تاثیرات آنها بر امنیت مرزی سنجیده شود. آنچه مسلم است این است که تهدیدات قومی، نژادی، مذهبی و غیره می‌تواند امنیت ملی کشورها را به مخاطره اندازد. فعالیت هرج و مرج زای این گروهها می­تواند موجب ایجاد خلاهای تقنینی، نظارتی و اجرایی شود که خود موجب گسترش جرائم و جنایات سازمان یافته مرزی مانند قاچاق مواد مخدر و تسلیحات، مهاجرت‌های غیرقانونی می­شود. افزایش تنش­ها و سیاسی شدن فرقه­ ها و قومیت­ها توسط سپاه صحابه و جندالله می‌تواند زمینه نفوذ عوامل القاعده و طالبان را در جنبش‌های قومی و قبیله‌ای پشتون‌ها و بلوچ‌ها گسترش بخشد و به تدریج جبهه‌ای سیاسی-نظامی شامل گروه­های مختلف برای جمهوری اسلامی ایران در استان‌های شرقی باز کند و تهدیدی جدی علیه امنیت مرزهای شرقی، تمامیت ارضی و حاکمیت سرزمینی باشد. افراط­گرایی سازمانهای تروریستی جندالله و سپاه صحابه موجب شکل­گیری بلوکی شدن و گرایشهای تجزیه طلبانه می­شود. سازمانهای تروریستی سپاه صحابه می­تواند منتقل کننده افراط­گرایی فرقه­ای، منازعات قومیت، تمایلات جدایی طلبانه و بی ثباتی اقتصادی پاکستان به محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران باشد. تحرکات سازمان یافته تروریستی جندالله با تبلیغ شکل­ گیری بلوچستان بزرگ در نزدیکی تمایلات واگرایانه ایالت های کشمیر و بلوچستان پاکستان احتمال شکل­گیری تمایلات تجزیه طلبانه تشدید می کند. تحرکات و اعمال انجام شده توسط این گروه ها با ایجاد تنش زیاد در سر حدات ایران و گسترش منازعات باعث افزایش هزینه­ها امور انتظامی اختلال و تغییر در تصمیم­گیری خرد و کلان کشور موجب پیاده ­سازی نظریه دولت ورشکسته و ناکارآمد می­شود که می­تواند مقدمه شکل­گیری بحرانهای مشارکت، هویت، توزیع، مشروعیت و نفوذ را فراهم کند.مرز2حملات انتحاری، بمب گذاریها و درگیری­ها و جرائم اقتصادی این گروه­ها باعث افزایش فقر و خسارات مالی فراوان تخریب ساختمان و تشدید ضعف زیربنایی و صدمات توسعه­ای و حتی تضعیف زیرساختهای همگرایی اقتصادی منطقه­ای مانند احداث خط لوله صلح به دلیل نبود امنیت لازم و کافی موجب می­شود. اعمال آنها تاثیرات بسیاری از لحاظ روانی ایجاد می­کند. از آنجایی که امنیت مفهومی ذهنی، نسبی نیز دارد، بازتاب­ حملات انتحاری، بمب­گذاری­ها، کشتارها در سیاست­های دولت و افکار عمومی را می­تواند دچار تشویش کند و زمزمه­های از اقداماتی مانند دیوارکشی در مرزهای شرقی براه اندازد.

این گروه­ها می­توانند مروج و پیشبرنده سیاست­های آموزشی وهابیون(که با اصول اصلی پذیرفته شده نظام در تعارض قرار گرفته و آن با تهدید روبه رو می­کند) بر اهل سنت در پیرامون ج. ا. ایران باشند. همچنین خشونتهای فرقه­ای این گروهها در نتیجه گسترش نفوذ عقاید وهابیت و سلفی­گری می­تواند موجب عدم امنیت مذهبی پیروان تفکرات شیعی ج. ا. ایران افزایش خسارات جانی و کشتار شیعیان و چارچوب­های امنیت ملی را با تهدیدهایی مواجه کند. همچنین گسترش خشونت­های فرقه­ای از این دست بر روند واگرایی منطقه­ای و اسلامی موثر است.

اقدامات این گروه­ها بهانه مداخله و حضور نظامی-اطلاعاتی قدرتهای فرامنطقه­ای که خود منشا ایجاد بحران­ و بر هم زدن امنیت هستند در محیط پیرامونی شرق کشور می­شود که با تزریق امنیت وارداتی و نیابتی در شرق کشور بر نظام امنیت بومی پایدار ایران و منطقه تاثیر میگذارند.

همچنین با توجه به شرایط خاص سیاسی ایران، بیگانگان با برقراری ارتباط با این گروه‌ها، با تامین اهداف جاسوسی از این گروهها، از آنها برای وادارسازی ج. ا. ایران به تغییر رفتار در حوزه­های راهبردی، امتیازگیری و ایجاد تنشهای چند بعدی در داخل ایران استفاده می­کنند، بر ضرایب امنیتی کشور تاثیر می­گذارد.

هر کدام از این تبعات امنیتی که در نتیجه فعالیت این گروه­ها در استان­های مرزی ایجاد می­شود خود می­تواند دلیلی بر تجدید و احیاء و قوت­یابی این گروه­ها باشد. برای از میان بردن ریشه‌های شکل‌گیری این گروه‌های تروریستی تکفیری باید شرایط پاکستان و شرایط اقلیت­های سیستان و بلوچستان و حامیان و محرکان خارجی شناخته شود.

پاکستان به دلیل فقر فرهنگی و اقتصادی، نفوذ روحانیان متعصب و مخالف شیعه، گسترش مدارس مذهبی وابسته که به تربیت سیاستمداران و جوانان پاکستانی می­پردازند و حمایت­های خارجی از فعالیت گروه­های فرقه­گرا ضد شیعه پرورشگاه گروههای تروریستی و تفکرات الحادی و سلفی شده است.

دولت پاکستان با حاکمیت نسبی بر مناطق و ایالتهای مرزی و نفوذ رهبران طالبان و سازمان القاعده (به عنوان سازمانی ضد ایرانی و آمریکایی که به دلیل نفوذ وهابیون در میان آنها جبهه ضد ایرانی آن پر رنگتر شده است) در ساختار امنیت منطقه­ای؛ و تضادهای سیاسی امنیتی پاکستان در قبال جریانهای افراط­گرای فرقه­ ای و طالبان، پتانسیل بالای از منازعات فرقه­ای و قومی و زبانی را در مرزهای خود دارد که می تواند به کشورهای همسایه و استانهای مرزی ایران نیز تسری ­یابد. به ویژه که فقر نسبی و محرومیت­ ها در سرحدات ایران و نیاز این منطقه به توسعه، محیط مستعدی برای گروه‌های مخالف به وجود آورده است. این فقر علاوه بر تحریک افراد به پیوستن به این گروه ها مانعی برای مقابله با گسترش این گروهها نیز هست، زیرا فقدان توسعه زیرساختهای اقتصادی در استانهای مرزی، موجب فقدان توسعه متناسب زیرساخت­های امنیت مرزی با حجم تهدیدها می­شود. همچنین شرایط جهان امروز که با عنوان جهانی شدن در پی گسترش تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات شناخته می­شود نیز موجب سیاسی شدن هویت‌های قومی – مذهبی می­شود که با وجود دو عامل خارجی و داخلی فوق الذکر بر روند مسائل می­افزاید.

در آخر در تحلیل گونه شناسانه باید گفت، از این گروه­های تروریستی که در داخل شکل گرفته­اند بیشتر از آنکه با اختلافات فکری شکل گرفته باشند بیشتر تنش بر سر حقوق و امکانات مادی و سیاسی است(دست کم در اوایل شکل گیری)  اما دستاویز افکار انحرافی قرار گرفته و تحریک و تهییج می­شوند و با دخالت عوامل خارجی تقویت می­شوند. بنابراین در این گونه امنیت رابطه­ای متقابل و دو سویه را با «توسعه پایدار» دارد، اما گروه­هایی مانند سپاه صحابه ریشه در خارج مرزهای ایران دارند بیشتر در راستایی سیاست­های شیعه هراسی و ایران هراسی کشورهای مانند عربستان و آموزش­های مبلغان تکفیری آن هستند.

بنابراین مورد اول با تامین شرایط محقق می­شود، اما گروه دوم که پایگاه در کشورهای مجاور دارند نیازمند تدابیر شدید امنیتی اطلاعاتی و همکاری گسترده دیپلماتیک امنیتی و فرهنگی و آموزشی با کشورهای مجاور است. نتیجه آنکه دولت ایران باید توجه کنند که سیاست‌های جامع توسعه و برنامه‌های عمرانی برای شرق کشور به ویژه سیستان و بلوچستان می‌تواند از حساسیت و سیاسی شدن تفاوت­های قومی و مذهبی به عنوان هویت‌ها به نفع هویت و تمامیت ملی جلوگیری کند.

در عین اینکه این حملات زنگ خطری است برای نیروهای نظامی و انتظامی مرزی ایران جهت تأمین امنیت و توسعه زیرساختی و توان امنیتی و توجه بیشتر به ایجاد زمینه همکاری با پاکستان و جلوگیری از منبع تغذیه آنها از جزائمی مانند قاچاق و مواد مخدر.  همچنین آنچه مسلم است واکنش و عمل بر ضد این گروه ها بدون شک بدور از اقدامات احساساتی «سیلی زنی و  انتقام کوبنده‌« نیازمند برخورد و مقابله پیشگیرانه و منسجم در کنار فعالیت­های دیپلماتیک با همسایگان به ویژه پاکستان است.

راهکارهایی چون فدرالیسم قومی و دیوار کشیدن در مرزهای شرقی نیز نمی­تواند مانعی برای مشکلات فکری و اقتصادی باشد. باید توجه داشت که با وجود این حساسیت‌های قومی _ مذهبی در برخی استان‌های مرزی، ایرانیان با هر سلیقه و گرایش سیاسی حاضر به پذیرش تهدید علیه امنیت داخلی و حاکمیت ملی کشور نیستند./فاطمه قائمی/

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد