در انتخابات ریاستجمهوری ترکیه که این بار برای نخستین بار با رای مستقیم مردم به نامزدهای انتخاباتی برگزار شد، رجب طیب اردوغان که از چندین سال پیش خود را برای احراز چنین منصبی مهیا کرده بود، پیروز شد.
ایران و ترکیه به عنوان دو همسایه که از زمان امپراتوری عثمانی هیچ گونه تنش دو جانبهیی را در روابط تجربه نکردهاند به هرحال رقابتهای منطقهیی و همزمان رفاقتهایی هم با یکدیگر دارند. دولت جدید در ترکیه هم بی شک تلاش خواهد کرد در معادلات منطقهیی حرفی برای گفتن داشته و جایگاهی برای خود تعریف کند.
ایران و ترکیه دو کشور تاریخی و دموکراتیک، دارای اشتراکات فرهنگی و اجتماعی و دو قدرت منطقهای در خاورمیانه میباشند که داشتن مرزهای طولانی و باثبات و وجود زمینههای همکاری اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دو کشور و فقدان اختلافات ارضی و مرزی در یک فضای آزاد سیاسی می تواند موجب تشکیل اتحادی قدرتمند، از خلیج فارس تا مدیترانه شود.
ایران و ترکیه در سازمان همکاری اقتصادی اکو و گروه ۸، عضو میباشند. هر دو کشور در زمینه های بحرانهای منطقهای و مبارزه با تروریسم و ناسیونالیسم کردی همکاری نزدیک دارند.
هنگامی که ترکیه و رجب طیب اردوغان در نقش یک میانجی میان ایران و غرب بر سر مسائل هسته ای برآمد، نقش و مرتبه ترکیه در روابط با ایران افزایش پیدا کرده بود، ترکیه در جریان مذاکرات میان ایران و ۱+۵ برای خود جایگاهی تعریف کرده بود و حتی در بازه زمانی تلاش کرد که خود را به بخشی از این روند مذاکرات هم تبدیل کند. اما روند تحولات در این پرونده و شرایطی که به وجود آمد؛ عملا ترکیه را از این گردونه خارج کرد. ترکیه امروز در این مذکرات در حاشیه قرار گرفته و نقش میانجیگرانه قبلی خود را از دست داده است.
و همچنین حوادث دو سال گذشته خاورمیانه و سوریه ورق را به شکل دیگری برگرداند. پدیدار شدن این فضا در مناسبات دو کشور ناشی از وجود ناملایمات سیاسی حدود دو سال اخیر تهران و آنکارا بر سر برخی مسائل منطقه ای و به ویژه سوریه است، هنگامی که ترکیه در جبهه تخاصم سوریه قرار گرفت و تاکید بر دگرگونی سیاسی در سوریه داشت، ایران در نقطه مقابل این رویکرد قرار داشت و همین مساله سبب نوعی سردی در نگرش ها و اولویت های منطقه ای دو کشور شد اما در خصوص رابطه میان ایران و ترکیه باید گفت که موقعیت ژئوپولتیکی بر این روابط حاکم است و عناصر بینالمللی کمتر میتوانند بر این رابطه دوجانبه تاثیرگذار باشند.
ایران در سیاست خاورمیانه ترکیه از اهمیت بالایی برخوردار است و مسلم است دولت اردوغان که در سال های اخیر روابط متوازن و رو به رشدی را با ایران آغاز کرده است به همان روال ادامه خواهد داد. با توجه به مجموعه عوامل تاثیرگذار در تغییر رویکرد اولویت سیاست ترکیه نسبت به منطقه پیش بینی می شود که دوره جدیدی پیش روی روابط تهران و آنکارا باشد و در این میان ترکیه در جهت ترمیم روابط برخواهد خاست.
اما افق سیاسی مدنظر اردوغان ترسیم استراتژی ۲۰۲۳ بوده که همزمان با یکصدمین سال تشکیل جمهوری ترکیه است. بر همین اساس دو عنصر ایجاد تغییرات در داخل در راستای تقویت پیوندهای اجتماعی و حل مشکلات داخلی چون مساله کردها که یکی از برگههای برنده اردوغان شکستن تابوی مذاکره با پ ک ک بود و تقویت جایگاه اقتصادی ترکیه و رساندن ترکیه به مقام اقتصادی دهم جهان از اولویتهای وی در منصب جدید به حساب میآیند.
تا پیش از تحولات جهان عرب، تهران و آنکارا در بسیاری از حوزههای منطقهیی اشتراک منافع داشتند اما با موج خیزشهای مردمی در منطقه از تونس تا مصر و سپس بحرین و لیبی منافع ایران و ترکیه در سوریه با چالشهای جدی روبهرو شد. با این همه روی کار آمدن دولت یازدهم در ایران با شعار تنشزدایی از روابط خارجی و حفظ تعادل به فرصتی برای بهبود رابطه میان ایران و ترکیه منتهی شد.
از نگاه تهران حزب اسلامگرای رجب طیب اردوغان فرصتی طلایی محسوب میشود که به کمک آن میتواند به بسیاری از منافع خود در رابطه با ترکیه برسد. تا پیش از به روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه، روابط تهران با آنکارا چندان حسنه نبود. احزاب لاییک گذشته ترکیه با ایران اسلامی اختلافات سنگین ایدئولوژیک داشتند و این مساله سبب میشد تا روابط تهران – آنکارا تا قبل از به روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه آنطور که باید و شاید گسترش نیابد. اما با آمدن حزب عدالت و توسعه فصلی تازه در روابط دو کشور گشوده شد. فصلی که دو حکومت اسلامگرا احساس میکردند به واسطه تشابه ایدئولوژیکی خود در بسیاری از موارد به یکدیگر نیاز دارند که در این میان نیاز حزب عدالت و توسعه به ایران اسلامی به دلیل اینکه در زیر سایه حکومتی لاییک فعالیت میکرد، بیشتر بوده است.
یکی از مهمترین مسائلی که دو طرف بر سر آن به یکدیگر احساس نیاز میکنند، مساله کردها است. ترکیه همچنان از مساله استقلال طلبی کردها احساس نگرانی میکند و همچنان از ناحیه پیکارجویان پ. ک. ک مستقر در خاک عراق که هر مدت به مدت به خاک ترکیه حمله میکنند و سربازان ترک را میکشند احساس خطر میکند. از سوی دیگر ایران نیز با مشکل کردهای پیکارجوی پژاک که آنها نیز در کوههای مرزی کردستان در خاک عراق مستقر هستند دست به گریبان است. برای همین موضوع کردهای پیکارجو دغدغه مشترک ایران و ترکیه محسوب میشود که دو طرف برای رفع این نگرانی بر روی همکاریهای امنیتی با یکدیگر حساب کردهاند.
این درست است که ترکیه عضو ناتو و دوست غرب است اما به هیچ وجه نه نوکر امریکا است و نه نوکر اسرائیل. ترکیه حتی در زمان حکومت ارتش در این کشور هم نوکر امریکا نبوده است؛ بنابراین نباید بر این موضوعات تکیه کرد و سیاست کشور را بر اساس این شعارها بنا کرد.
“در روابط دیپلماتیک با ترکیه باید دقت کنیم که رابطه ما با آنها تنها رابطه دو کشور مسلمان نیست بلکه رابطه دو کشوری است که نظام سیاسیشان هم متفاوت است.
در خصوص نوع رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال ترکیه و روابط دو کشور، میتوان به دو دیدگاه متفاوت اشاره کرد. دیدگاه نخست معتقد است که ترکیه در آینده مهمترین رقیب ایران در منطقه خواهد بود و نه کشورهایی مانند عربستان سعودی.

ترکیه با اتخاذ سیاست نوعثمانیگرایی و تحت تأثیر منازعات شیعی – سنی و عثمانی – صفوی نمیتواند رویکرد کاملاً مطلوبی در خصوص ایران، در سطح منطقه اتخاذ نماید، بلکه سیاست خارجی ترکیه در لایههای زیرین خود خواستار محدود کردن نفوذ ایران در حوزههای مختلف مانند عراق، لبنان، سوریه و رقابت با ایران است و آمریکا و غرب نیز از این نقش ترکیه حمایت میکنند. در قالب این دیدگاه چنین استدلال میشود که هرچند روابط کنونی ایران و ترکیه مناسب است، با این حال، با افزایش قدرت ترکیه، رفتارهای آن کشور به تناسب قدرت آن تغییر خواهد کرد و این کشور خواستار نفوذ و توسعهطلبی گستردهتری خواهد شد. بر این اساس، جمهوری اسلامی ایران باید مراقب قدرتگیری ترکیه در حوزههای مختلف و شناخت ابعاد مختلف قدرت این کشور از یک سو و در پی افزایش قدرت ملی خود از سوی دیگر باشد.
دیدگاه دوم برخلاف دیدگاه نخست معتقد است که تلقی هر نوع قدرت گرفتن ترکیه به عنوان تهدیدی برای جمهوری اسلامی ایران، نگاهی تک بعدی است که باعث شکلگیری و ارائه بازی برد – باخت از سوی دو کشور خواهد شد. در حالی که میتوان با نگاهی متفاوت، دو کشور بازی برد – برد ارائه دهند که در جهت منافع ملی دو کشور است. از این دیدگاه ایران و ترکیه در سالهای اخیر به جز یک مقطع کوتاه در آسیای مرکزی و قفقاز، بازی برد – باخت با یکدیگر نداشتهاند و بسیاری از منافع آنها همپوشانی داشته است. اینکه در آینده بازی ایران و ترکیه بازی برد – باخت باشد یا بازی برد – برد، تا حد زیادی به رویکردها و رفتارهای دو طرف بستگی دارد.
در صورتی که ایران از اکنون قدرتیابی ترکیه در حوزههای مختلف را تهدید تلقی کند و در جهت مقابله با آن سیاستگذاری کند، روابط دو کشور در عرصه عمل نیز به طرف بازی برد – باخت و به زیان هر دو کشور پیش خواهد رفت. در حالی که میتوان با نوعی همفکری و کار مشترک در مسائل مختلف، باعث برد هر دو کشور در مسائل و حوزههای روابط شد. همچنان که آقای روحانی نیز در سفری که به ترکیه در خرداد ماه داشتند نیز بر این مساله تاکید کردند که روابط ایران و ترکیه باید براساس همکاری و رفاقت باشد، آن چیزی هم که مد نظر ترکیه میباشد در رابطه با ایران، نوع رابطه و همکاری است که آلمان و فرانسه باهم دارند./ زینب کیانی

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد